(این نوشته ترجمه بخشی از یکی از قسمتهای پادکست Ludology است).
این موقعیت رو تصور کنین،: در مغازه ای ایستادین و یک بازی رو که از قبل نمیشناسین برمیدارین و تصمیم میگیرن که بخرینش. برای اطمینان همونجا با موبایلتون به سایت boardgamegeek متصل میشید و امتیاز بازی رو نگاه میکنید و میبینید که بازی امتیاز هفت و نیم از ده گرفته که بر اساس میانگین امتیازهای 200 نفره (که امتیاز خیلی خوبی محسوب میشه). در همین لحظه یک غریبه در مغازه به سمتتون میاد و میگه « من اینو بازی کردم، بازی خیلی مزخرفیه، نخرش» و بعد از مغازه خارج میشه.… ادامه مطلب را بخوانید...

(این نوشته ترجمه بخشی از یکی از قسمتهای پادکست Ludology است.)

امروز میخوام در مورد «شانس» صحبت کنم. شانس تو بازی مثل نمک میمونه، بعضی ها اصلن دوستش ندارن و بعضی ها هم دوست دارن بازیشون پر از اون باشه، و بسته به سلیقه، یک بازیکن ممکنه به یک بازی کنه و بگه این بازی زیادی شانس داره. ولی شانس زیادی در واقع یعنی چی؟ بیاین یه نگاهی به بازیهایی که در اونها بازیکنها مقدار زیادی تاس رو با هم میریزن بندازیم. اگه به شانس زیاد در بازیهاتون علاقه داشته باشید اینها دقیقن بازیهای شما هستن، درسته؟ یه عالمه تاس یعنی یه عالمه شانس.… ادامه مطلب را بخوانید...

دیشب به دعوت یکی از دوستان خونه شون رفتیم و بازی Islebound رو که تازه خریده بود با هم بازی کردیم. قصه بازی اینه که هر بازیکن یک کشتی داره که با اون به جزایر مختلف میره، منابع جمع میکنه، به جزایر حمله میکنه و کنترلشون رو به دست میاره، خدمه استخدام میکنه و … . صفحه بازی تشکیل شده از تعداد زیادی جزیره، و هر بازیکن یک کشتی داره که روی این صفحه قرار میده و اونو بین جزایر مختلف حرکت میده. هر بازیکن باید در نوبتش اول کشتیشو به جزیره دیگه ای حرکت بده و بعد میتونه از قابلیت اون جزیره استفاده کنه.… ادامه مطلب را بخوانید...