این نوشته ترجمه بخشی از یکی از نوشته های سایت Boardgames That Tell Stories اِه که نویسنده اش Ignacy Trzewiczek بازیهایی مثل Robinson Crusue و Imperial Settelers رو طراحی کرده. میدونم که طراحا و ناشرهای بردگیم در ایران هنوز تجربه و سابقه قابل مقایسه با طراحا و ناشرهای بزرگ دنیا رو ندارن، و منظور من از گذاشتن این نوشته اصلن کم جلوه دادن تلاشهایی که اینجا میشه نیست. در عوض انگیزه ام این بود که وقتی به یک بازی خوب برخورد میکنید ایده بهتری داشته باشید که تولید یک بازی به این کیفیت کار چندان ساده ای نیست و تلاش و زحمت زیادی پشتشه، و اینکه از یک ایده خوب تا یک بازی خوب راه زیادیه که نباید دست کم گرفتش.… ادامه مطلب را بخوانید...

به نظر شما چه بازی ای «بد»ه؟ اصلن آیا یک بازی میتونه «بد» باشه؟ ممکنه به نظر برسه سوال خیلی راحتیه. خیلی از ما بازیهایی کردیم که به نظرمون بد بودن. خیلی از بردگیم-بازها خیلی سریع به مونوپولی اشاره میکنن و میگن «آها، این یه بازی بده!». ولی واقعیت اینه که مونوپولی بیشتر از خیلی بازیها در دنیا طرفدار داره و خیلی ها حتی اینقدر دوستش دارن که کلکسیون انواع مونوپولی رو جمع میکنن. پس قطعن تا حد زیادی نظر شخصی افراد در تشخیص خوب یا بد بودن یک بازی دخیله. ولی آیا معیارهای مشخصی هم هست که بشه بر اساس اونها تشخیص داد که یک بازی خوبه یا بده؟ جواب دادن به این سوال به خصوص برای طراحان بازی و منتقدان بازی خیلی مهمه.… ادامه مطلب را بخوانید...

(این نوشته ترجمه بخشی از یکی از قسمتهای پادکست Ludology است.)

امروز میخوام در مورد «شانس» صحبت کنم. شانس تو بازی مثل نمک میمونه، بعضی ها اصلن دوستش ندارن و بعضی ها هم دوست دارن بازیشون پر از اون باشه، و بسته به سلیقه، یک بازیکن ممکنه به یک بازی کنه و بگه این بازی زیادی شانس داره. ولی شانس زیادی در واقع یعنی چی؟ بیاین یه نگاهی به بازیهایی که در اونها بازیکنها مقدار زیادی تاس رو با هم میریزن بندازیم. اگه به شانس زیاد در بازیهاتون علاقه داشته باشید اینها دقیقن بازیهای شما هستن، درسته؟ یه عالمه تاس یعنی یه عالمه شانس.… ادامه مطلب را بخوانید...