(این نوشته ترجمه بخشی از یکی از قسمتهای پادکست Ludology است.)

امروز میخوام در مورد «شانس» صحبت کنم. شانس تو بازی مثل نمک میمونه، بعضی ها اصلن دوستش ندارن و بعضی ها هم دوست دارن بازیشون پر از اون باشه، و بسته به سلیقه، یک بازیکن ممکنه به یک بازی کنه و بگه این بازی زیادی شانس داره. ولی شانس زیادی در واقع یعنی چی؟ بیاین یه نگاهی به بازیهایی که در اونها بازیکنها مقدار زیادی تاس رو با هم میریزن بندازیم. اگه به شانس زیاد در بازیهاتون علاقه داشته باشید اینها دقیقن بازیهای شما هستن، درسته؟ یه عالمه تاس یعنی یه عالمه شانس.… ادامه مطلب را بخوانید...

دیشب به دعوت یکی از دوستان خونه شون رفتیم و بازی Islebound رو که تازه خریده بود با هم بازی کردیم. قصه بازی اینه که هر بازیکن یک کشتی داره که با اون به جزایر مختلف میره، منابع جمع میکنه، به جزایر حمله میکنه و کنترلشون رو به دست میاره، خدمه استخدام میکنه و … . صفحه بازی تشکیل شده از تعداد زیادی جزیره، و هر بازیکن یک کشتی داره که روی این صفحه قرار میده و اونو بین جزایر مختلف حرکت میده. هر بازیکن باید در نوبتش اول کشتیشو به جزیره دیگه ای حرکت بده و بعد میتونه از قابلیت اون جزیره استفاده کنه.… ادامه مطلب را بخوانید...

برای اونهایی که به طراحی بازی علاقمند هستن، این یک مسابقه طراحی بازی هست که من تازه دیدمش و به نظرم رسید جالبه  که با بقیه هم در میون بذارم (من خودم مسئول این مسابقه نیستم). جایزه نفر اول 250 دلاره و ممکنه تعداد نفرات دیگه ای هم انتخاب بشن که بازیشون به اسم خودشون چاپ بشه (به همراه سهمی از سود چاپ). ماجرا از این قراره که این شرکت قراره خودش یه بازی چاپ کنه به اسم The Lady and the Tiger که بازی کوچکیه و از 14 تا کارت و تعدادی مهره رنگی تشکیل شده. منتها اونها علاقه دارن که غیر از بازی اصلی تعدادی بازی دیگه هم که میشه با همین قطعات بازی کرد رو هم در جعبه بازیشون داشته باشن.… ادامه مطلب را بخوانید...