آرشیو ماهیانه: ژانویه 2017

علم بازی: گپی در مورد تاس و شانس

(این نوشته ترجمه بخشی از یکی از قسمتهای پادکست Ludology است.)

امروز میخوام در مورد «شانس» صحبت کنم. شانس تو بازی مثل نمک میمونه، بعضی ها اصلن دوستش ندارن و بعضی ها هم دوست دارن بازیشون پر از اون باشه، و بسته به سلیقه، یک بازیکن ممکنه به یک بازی کنه و بگه این بازی زیادی شانس داره. ولی شانس زیادی در واقع یعنی چی؟ بیاین یه نگاهی به بازیهایی که در اونها بازیکنها مقدار زیادی تاس رو با هم میریزن بندازیم. اگه به شانس زیاد در بازیهاتون علاقه داشته باشید اینها دقیقن بازیهای شما هستن، درسته؟ یه عالمه تاس یعنی یه عالمه شانس. درسته؟ خب، نه واقعن. تاس بیشتر یعنی شانس کمتر. تعریف شانس اینجا به این معنیه که چقدر پیش میاد که نتیجه ای بگیرید که از انتظارتون دوره. فرض کنید یه بازی هست که در اون باید تعدادی تاس 6 وجهی بریزیم و با هر کدوم از اعداد 4، 5 و 6 ، یک ضربه به حریفمون میزنیم. اگه چهار تا تاس بریزیم به طور متوسط دو ضربه خواهیم زد. انتظار ما اینه که به اندازه حدود نصف تاسهایی که میریزیم ضربه بزنیم ( اصطلاح علمیش میشه امید ریاضی). ولی اگه شانس بیاریم، ممکنه بیشتر ضربه بزنیم. بیاید فرض کنیم اگه 75 درصد تاسهایی که میریزم ضربه باشه، «خوش شانس» محسوب میشیم. حالا سوال اینه که چقدر پیش میاد که خوش شانس باشیم (یعنی 75 درصد تاسهامون ضربه باشن)؟ اگه 4 تا تاس بریزیم، باید سه یا چهار تا از تاسها ضربه باشن، که این اتفاق در 31 درصد مواقعی که چهارتا تاس رو بریزیم میفته. حالا بیاید تعداد تاسهامون رو دو برابر کنیم و به جای 4 تا تاس، 8 تا تاس بریزیم. خب خیلی واضحه که مقدار متوسطی که انتظار داریم ضربه داشته باشیم 4 تا تاسه، ولی درصد بارهایی که خوش شانس میشیم، و 75 درصد تاسهامون ضربه میشن، دیگه 31 درصد اوقات نیست، بلکه حالا 14 درصده. اگه 12 تا تاس بریزیم، احتمال اینکه خوش شانس بشیم فقط 4 درصده. هرچی بیشتر تاس بریزید، احتمال بیشتری داره که مقدار ضربه ای که میزنید به متوسط انتظارتون نزدیکتر باشه، و این یعنی مقدار «شانس» کمتره. اکثر افراد دیدشون در مورد این فرایند اشتباهه. تحقیقات علمی زیادی در مورد این موضوع شده. اگه پرسیده بشه که احتمال کدوم کمتره: از چهار بار سکه انداختن سه تا یا بیشتر شیر باشه، از هشت تا سکه انداختن 6 یا بیشترش شیر باشه، یا از 16 تا سکه 12 تا یا بیشترش شیر باشه، اکثر افراد جواب میدن که احتمالشون مساویه. و حتی اوناییکه میگن احتمال اینکه از 16 تا سکه 12 تا یا بیشترش شیر بیاد کمتره، تخمینشون از اینکه این احتمال چقدر کمتره خیلی از واقعیت دوره. یادتون بیاد که احتمال 3 یا بیشتر شیر از 4 تا سکه 31 درصده، و احتمال 12 یا بیشتر شیر از 16 تا سکه فقط 4 درصده. بازیهای رومیزی جنگی به این معروفن که درشون استراتژی نقش خیلی مهمی بازی میکنه، شانس مطمئنن نقش داره، ولی برنده بازی اونیه که ژنرال بهتری در زمین بازی بوده، و برخلاف تصور اولیه، اونهایی که درشون تاس بیشتری ریخته میشه در حقیقت نقش شانس درشون کمتره. پس یادتون باشه: تاس بیشتر یعنی شانس کمتر.

گزارش بازی Islebound

دیشب به دعوت یکی از دوستان خونه شون رفتیم و بازی Islebound رو که تازه خریده بود با هم بازی کردیم. قصه بازی اینه که هر بازیکن یک کشتی داره که با اون به جزایر مختلف میره، منابع جمع میکنه، به جزایر حمله میکنه و کنترلشون رو به دست میاره، خدمه استخدام میکنه و … . صفحه بازی تشکیل شده از تعداد زیادی جزیره، و هر بازیکن یک کشتی داره که روی این صفحه قرار میده و اونو بین جزایر مختلف حرکت میده. هر بازیکن باید در نوبتش اول کشتیشو به جزیره دیگه ای حرکت بده و بعد میتونه از قابلیت اون جزیره استفاده کنه. قابلیتهایی که جزیره های مختلف در اختیار میذارن متفاوتن و میتونن بدست آوردن خدمه جدید، منابع (ماهی و چوب)، استخدام سرباز، و چیزهای دیگه باشه. به جز این، هر بازیکن میتونه در نوبتش از بین ساختمون هایی که موجود هستن، با دادن هزینه لازم، یک یا چندتاشون رو بسازه. ساختن هر ساختمون قدرت خاصی رو در طول بازی به اون بازیکن میده. بازی زمانی به پایان میرسه که یک بازیکن تعداد مشخصی ساختمون ساخته باشه، و اون وقت امتیاز هر بازیکن بر اساس ساختمون هایی که ساخته و پولی که در پایان بازی داره محاسبه میشه. البته بازی اجزای خیلی بیشتری هم داره که من دیگه اینجا توضیح ندادم.

برخلاف قصه بازی که ماجراجویی دریاییه، حس بازی بیشتر برنامه ریزی و حساب کتابه. در طول بازی بازیکنها همیشه در حال حساب کتاب هستن که باید به چه جزایری و به چه ترتیبی سر بزنن که بیشترین امتیاز ممکن در کمترین تعداد نوبت بهشون برسونه. بازیکن ها تاثیرگذاری مستقیم روی هم ندارن، ولی تصمیم گیریهای یک بازیکن میتونه شرایط بازی رو عوض کنه و نقشه بقیه رو به هم بزنه. یکی از قسمتهای جالب بازی اینه که برای استفاده از قابلیت هر جزیره معمولن بازیکنها باید هزینه پرداخت شده رو در یک محل به اسم «گنج» قرار بدن. میتونید تصور کنید که مقدار پول جمع شده در این «گنج» مرتب بیشتر و بیشتر میشه. حالا، هر بازیکن همیشه میتونه انتخاب کنه که به جای اینکه نوبتش رو به صورت عادی انجام بده و از قابلیت یک جزیره استفاده کنه، بره سراغ این گنج و همه پولهای اون رو برداره. برای همین بازیکنها همیشه یه چشمشون به این گنجه که کی به اندازه ای میرسه که صرف میکنه بهش حمله کرد، و اینکه اونها زودتر از بقیه برن سراغش.

تصاویر بازی خیلی زیبا نقاشی شدن و حس «دریایی» رو خوب منتقل میکنن. بازی بخشهای تصادفی (مثل تاس و کارت) داره، ولی تاثیرشون در بازی خیلی کمتر از برنامه ریزی بازیکنهاست. اجزای بازی اول به نظر زیاد میرسن، ولی بعد از یک بار بازی کردن بازیکنها کاملن به بازی عادت میکنن. زمان بازی (بعد از بازی اول) بین یک تا یک ساعت و نیم طول میکشه.

یک مسابقه طراحی بازی

برای اونهایی که به طراحی بازی علاقمند هستن، این یک مسابقه طراحی بازی هست که من تازه دیدمش و به نظرم رسید جالبه  که با بقیه هم در میون بذارم (من خودم مسئول این مسابقه نیستم). جایزه نفر اول 250 دلاره و ممکنه تعداد نفرات دیگه ای هم انتخاب بشن که بازیشون به اسم خودشون چاپ بشه (به همراه سهمی از سود چاپ). ماجرا از این قراره که این شرکت قراره خودش یه بازی چاپ کنه به اسم The Lady and the Tiger که بازی کوچکیه و از 14 تا کارت و تعدادی مهره رنگی تشکیل شده. منتها اونها علاقه دارن که غیر از بازی اصلی تعدادی بازی دیگه هم که میشه با همین قطعات بازی کرد رو هم در جعبه بازیشون داشته باشن. بنابراین محدودیت طراحی بازی فقط اینه که باید از همین قطعات استفاده بشه ( یا بخشی از این قطعات). ولی در مورد نوع بازی (یک یا چند نفره، همکاری یا رقابتی، سبک بازی، طول زمان بازی…) هیچ محدودیتی وجود نداره. مهلت ارسال طراحی ها 23 ژانویه است و توضیحات دقیق مربوط به این مسابقه رو میتونید در سایتش بخونید و همونجا هم فایل کارتها رو دانلود کنید.
لینک سایت مسابقه