آرشیو ماهیانه: نوامبر 2016

گزارش بازی: Hit Z Road

داستان بازی Hit Z Road در دنیایی میگذره که زامبیها دنیا را اشغال کردن. اول از همه، گرافیک و طراحی بصری بازی عالی و خیلی منحصر به فرده. قصه اینه که یک بچه  در حالی که با خانواده اش در یک کمپ در حال فرار و مخفی شدن از دست زامبی ها هستن، تصمیم میگیره که یک بردگیم طراحی کنه و برای ساخت این بردگیم از هر وسیله ای که دم دستش بیاد استفاده میکنه. حالا این بردگیم در حقیقت بردگیمی است که این بچه ساخته. کارتها و قطعات و حتی جعبه بازی به صورتی طراحی شدن که انگار از چیزهای کهنه دور و بر درست شدن. حتی جعبه بازی هم انگار جعبه یه بازی قدیمی بوده که این بچه با ماژیک تبدیلش کرده به جعبه بردگیم خودش.

 

خود بازی خیلی ساده است. در حقیقت میشه اونو یک بازی خانوادگی با موضوع زامبی دونست. هر بازیکن بازی رو با تعدادی آدمک شروع میکنه که باید بتونه حداقل یک نفر از این آدمکها رو تا آخر بازی حفظ کنه و نجات بده تا شانسی برای بردن بازی داشته باشه. بازی از تعدادی دور تشکیل میشه که در هر دور بازی هر بازیکن دو کارت «ماجرا» رو انتخاب میکنه و باید بتونه با ریختن تاس های مناسب از پس این کارتهای ماجرا بربیاد، وگرنه ممکنه یک یا چند نفر از آدمک‌هاش رو از دست بده. بعضی از کارتهای ماجرا ممکنه سخت تر از بقیه باشن. ابتدای هر دور بازیکن ها در یک حراجی شرکت میکنن و هرکی حاضر بشه از منابعی که در بازی داره بیشتر خرج کنه، قبل از بقیه کارت ماجراش رو انتخاب میکنه. هر بازیکنی که در طول بازی همه آدمکهاش رو از دست بده از بازی حذف میشه. در آخر بازی از بین بازیکنهایی که باقی موندن اونی که امتیاز بیشتری داره برنده است (معمولن با شکست دادن کارتهای ماجرای سخت‎‌تر امتیاز بیشتری به دست میارید).

 

همونطور که گفتم بازی خیلی ساده است و با این حال هیجان انگیزه و مفرحه. اگه با بازی King of Tokyo آشنایی داشته باشین، این بازی به من حس تقریبن مشابهی رو میداد، که البته من شخصن Hit Z Road رو بیشتر دوست داشتم.

ماجراهای اِسِن

(نوشته شده توسط شقایق)

راستش اول قرار بود که یه گزارش ویدیویی درست کنیم از نمایشگاه اسن امسال. ولی از اون جایی که خیلی اهل فیلم گرفتن نبوده‌ایم، یه کم فیلمهامون درب و داغون از کار در اومد. برای همین تصمیم گرفتیم یا گرفتم که به گزارش نوشتاری بسنده کنیم. من نمی‌دونم مسعود از اول چه قصدی داشت از تهیه گزارش ویدیویی،‌ ولی من هدفم این بوده که یه حسی از این نمایشگاه بدم به کسانی که اون جا حضور نداشتند. یعنی یه جوری تعریف کنم که ٍSpielemesse Essen چی هست. حالا هم با همون هدف می‌نویسم. مسعود هم می‌تونه وقتی سرش خلوت شد، اهداف شوم خودش رو هرطوری دوست داشت دنبال کنه.

شهر Essen و Spielemesse
شهر اسن یکی از بی‌مزه‌ترین شهرهای آلمانه که بیست کیلومتر با یکی از بامزه‌ترین شهرهای آلمان،‌ دوسلدورف، فاصله داره. مهمترین دیدنی شهر یه معدن ذغال سنگ قدیمیه که به عنوان میراث فرهنگی یونسکو هم ثبت شده. با این حال این شهر وعده‌گاه بردگیمرهای دنیا است. هر سال هزاران نفر برای نمایشگاه بازی میرن اسن. تو هتلهایی می‌خوابند که معمولن قیمتشون به کیفیتشون نمی‌ارزه. صبح‌ها می‌رن خودشون رو عین ساردین می‌چپونند تو خط متروی U11 و گاهی حتی به درش می‌رسن ولی نمی‌تونند واردش شن و مجبورن منتظر قطار بعدی بشن. هل‌دادن تنها راه وارد شدنه و از اونجایی که بردگیمرها معمولن اضافه وزن دارند، افرادی مثل من که ابعادشون کوچکتر از نرماله، لای شکمها خفه می‌شن و مجبورن خودشون رو به دست موج بسپرند. با همه‌ی این‌ها ما برای هیچ سفری انقدر هیجان نداریم و انقدر انتظارش رو نمی‌کشیم. انقدر که هنوز برنگشته از اسن امسال، برای سال دیگه برنامه‌ریزی می‌کنیم. فکر می‌کنم که بقیه آدمهایی که هر سال مثل دیوانه‌ها هجوم میارن به اسن هم همین طورند. آخه من یک سال و یک هفته مونده به نمایشگاه سال دیگه خواستم هتل رزرو کنم،‌ هشتاد درصد هتل‌ها بوک شده بودند! دیوانه‌اند، چرا انقدر زود؟! 😉 .نکته اخلاقی: اگه یه وقت هوس کردید به جمع دیوانگان بپیوندید، از یه سال و نیم پیشش باید به فکر باشید. Spielemesse (تلفظ می‌شه اشپیله‌مسه)، که همون نمایشگاه بازیه، روح این شهره و ارزش همه‌ی این‌ها رو داره. سالهای اولی که اومده بودیم لوکزامبورگ خونه‌مون نزدیک یه بازی‌فروشی بود که میز داشت و می‌شد بازی هم کرد. اولها به ما به چشم تازه‌کار نگاه می‌کردند و خیلی جدی‌مون نمی‌گرفتند. وقتی هم خوب بازی می‌کردیم، تو مایه‌های «آفرین گوگولی» تشویق‌مون می‌کردند. بار اولی که رفتیم اسن،‌ بعضی‌هاشون ما رو دیدند تو نمایشگاه،‌ واسه همین از اون به بعد دیگه به‌مون احترام می‌ذاشتند. 🙂

در نمایشگاه چه خبر است؟

آدمهایی که زنده از U11 پیاده شدند به علاوه انسانهایی که از روشهای دیگه خودشون رو به در نمایشگاه رسوندند، جلوی در تجمع می‌کنند تا ساعت ده بشه. ساعت ده در باز می‌شه و همه یورش می‌برند. این شتاب و یورش دلایل مختلفی می‌تونه داشته باشه. بعضی‌ها می‌خوان برن زودتر بازی‌هایی که پیش‌خرید نکردند و احتمالن تعداد محدودی ازشون وجود داره رو بخرند. بعضی‌ها می‌خوان locker برای گذاشتن وسایلشون گیر بیارن؛ بعضی‌ها می‌خوان برای امتحان کردن بازی خاصی میز گیر بیارن؛ بعضی‌ها فقط می‌خوان زودتر از چسبیده بودن به آدمهای دیگه نجات پیدا کنند؛ بعضی‌ها هم صرفن جوگیر می‌شن. ما امسال روز دومی که بودیم، دویدیم که بریم بلیت Dice tower show گیر بیاریم (یه برنامه رادیویی-اینترنتی زنده که در اون منتقدهای معروف بازی در مورد بازیهای نمایشگاه حرف میزنن و برنامه های تفریحی مختلفی هم در اون اجرا میکنن) . روز اول هم دویدیم چون مسعود یه بازی‌ای رو پیش‌خرید نکرده بود ولی هوس کرده بود که بخردش. خلاصه مهم اینه که اون اولش بدویی وگرنه روح نمایشگاه خوب نمی‌گیرتت، دلیلش مهم نیست.

نمایشگاه سالن‌های زیادی داره. نقشه هر سالن از قبل تو سایت گذاشته شده که غرفه‌ها توشون مشخصه.  معمولن اول صبح بعضی‌ها نقشه به دست این ور اون ور می‌دوند. دیرتر نقشه به دست راه می‌رن دیگه نمی‌دون. دیگه نزدیک آخرها که می‌شه، همه بدون نقشه تلو تلو می‌خورند از خستگی ولی همین‌طور مثل زامبی‌ها راه می‌رن تا ساعت هفت غروب.

 

 

تو این عکس سایه مردم منتظر رو برای خط U11 میبینید:

 

نمایشگاه از هفت سالن کوچیک و بزرگ و متوسط تشکیل می‌شه. از لحاظ فضا و تعداد بازیهای ارائه شده، بزرگترین نمایشگاه بازی دنیا محسوب می‌شه.

فرهنگ نمایشگاه

من خودم خیلی تجربه شرکت تو جشنواره‌های بازی تو کشورهای دیگه رو ندارم ولی توصیفاتی که خوندم یا از اونهایی که تجربه دارند شنیدم، نشون می‌ده که اسن خیلی خانوادگی‌تره. معمولن این جور جشنواره‌ها جای بزرگسالانیه که به اصطلاح «‌geek» (فک کنم «خوره» ترجمه مناسبی باشه) محسوب می‌شند. ولی از اونجایی که بردگیم جای خوبی تو فرهنگ خانوادگی آلمانی داره، اسن خانواده‌های زیادی رو هم جذب می‌کنه. کلی غرفه بازیها یا سرگرمی‌های کودکان وجود داره که فضای بازی بزرگ و خوبی هم داره که بچه‌ها بتونند بازی کنند.

 

امتحان کردن بازیها

یکی از کارهای مهمی که تو نمایشگاه می‌شه انجام داد،‌ امتحان کردن بازیهای مختلفه. بعضی از این بازیها رو از قبل راجع به شون خوندیم یا شنیدیم. خیلی از بازیها هم هستند که هیچی راجع به‌ شون نمی‌دونیم و این نمایشگاه فرصت خوبیه که این طور بازیها رو کشف کنیم. مثلن یکی از بازیهای جالبی که این بار نمی‌شناختیم و امتحان کردیم و خیلی خوب بود، بازی Dream House بود. آخرش هم یه نسخه خریدیم.

بازیهای زیاد دیگه‌ای رو هم امتحان کردیم که خیلی خوب نبودند یا افتضاح بودند. مثلن یه بازی بود که تو نگاه اول خیلی جالب اومد و توصیف بازی هم خیلی خوب بود ولی وقتی امتحان کردیم، متوجه شدیم که بازی اشکالات زیادی داشت، انگار خیلی play-test نشده بود. همین طوری یکی یه ایده‌ای به سرش زد و بازی تولید کرد. مثل اینی که تو عکس پایین می‌بینید که اسمش هم یادم نیست.

یه بازیهایی هم امتحان کردیم که می‌دونستیم خوبند ولی به دلایل مختلف نمی‌خواستیم بخریم‌شون. مثلن A feast for Odin یکی از این بازیها بود. منتقدهای مختلف از این بازی خیلی خوب گفته بودند. ما هم بازیهای قبلی طراح این بازی رو خیلی دوست داشتیم و می‌دونستیم که آقای روزنبرگ بازی الکی طراحی نمی‌کنه. ولی اینو هم می‌دونستیم که بازی یه بازی استراتژیک نسبتن پیچیده است که خیلی وقت و همبازی براش پیدا نمی‌شه. واسه همین نمی‌خواستیم به این زودی بخریم‌ش ولی خیلی دوست داشتیم که دست کم یه بار تجربه‌ش کنیم.

 

چالشهای میز

برای امتحان بازیها، معمولن با دو دسته چالش مربوط به میز باید دست وپنجه نرم کنیم. یکی پیدا کردن میز خالی و یکی پیدا کردن بازیکن کافی. ناشرهای بزرگ معمولن غرفه‌های بزرگی هم دارند و یه عالم میز می‌ذارن که آدمها بشینند بازی کنند. ولی ناشرهای کوچیکتر جای کمتری دارند و اگه بازی خوب یا معروفی داشته باشند، خیلی باید زحمت کشید تا جا پیدا کرد. باید هی کشیک بدیم که کی یه میز خالی میشه. و وقتی هم که یه میز چه به سادگی و چه به سختی پیدا شد، اون وقت باید دنبال بازیکن گشت. مثلن ما دو نفر بودیم و بازی نیاز به تعداد بالاتری بازیکن داشت، اون وقت باید دو سه نفر دیگه پیدا می‌کردیم. روش اینه که کنار میز بازی مربوط می‌ایستیم و آدمهایی که رد می‌شن و به این میز نگاه می‌کنند رو دعوت می‌کنیم به بازی . یه کاریه تو مایه‌های «تجریش دو نفر» که مسافرها خودشون داد بزنند. وقتی میز رو تکمیل کردیم، اگه بازی توضیح دهنده‌ای دور و بر نبود، دست‌هامون رو می‌بریم بالا و هی تکون می‌دیم تا یکی ما رو ببینه و بیاد بازی رو برامون توضیح بده. سال اولی که رفته بودیم اسن، خودمون چهار نفر بودیم و هر جا هوس می‌کردیم می‌نشستیم. سال بعد که دو نفری رفتیم، خیلی سخت و گیج کننده بود، تا این که کم کم تکنیکها و تاکتیکها رو یاد گرفتیم. برای اولین بار امسال شرکت Z-MAN برای بازی A feast for Odin یه کاغذ چسبوند به دیوار که روش اسم بنویسیم. صبح رفتیم برای یه ساعتی تو عصر اسم نوشتیم کنار اسم دو نفر دیگه. خیلی احساس شیکی بود. نه مجبور بودیم هی واسیم دم غرفه تا یه میز خالی شه، نه مجبور بودیم برای پر کردن میز تلاش کنیم. رفتیم گشتیم و سر ساعت اومدیم بازی کردیم. مسئول میز هم حاضر و آماده سر میز بود. کاش بقیه هم یاد بگیرند این کار رو.

چیزهای جانبی

غرفه‌های غیر بازی هم از جذابیتهای نمایشگاه هستند. مثلن غرفه‌هایی که لباس، ابزار و مجموعه های گریم لازم برای «جامه‌پوشی» (Cosplay) یا بازی کردن یه نقش میفروشند. تو این غرفه‌ها از لباسهای قرون وسطایی، ابزارآلات جنگ به سبکهای مختلف، لنزهای چشم فانتزی تا زخمهای عجیب و غریب زامبیها پیدا میشه.

یه بخش خوبی هم به کمیک اختصاص داره که نقاشها در حال نقاشی هستند و کارهاشون رو عرضه میکنند:

 

و بالاخره می‌رسیم به یکی از مهمترین قسمتهای نمایشگاه که بخش خوردنیهاشه که با این عکس گزارشم رو تموم می‌کنم:

 

(نوشته ای از شقایق)

 

 

گاهنامه بازیهای چاپی (شماره دوم)

بازیهای چاپی بردگیمها و بازیهای کارتی‌ای هستن که فایلهای ساختشون طوری آماده شده که به راحتی قابل پرینت گرفتن و آماده شدن برای بازی باشن. در این مجموعه هر بار سه بازی چاپی رو معرفی میکنم و فایلهای قوانین بازی، ساخت بازی، و لینک وبسایت مربوط بهش رو میذارم. قسمت قبلی این مجموعه رو میتونید اینجا بخونید.

 

The Agents

بازی The Agents یک بازی کارتی با موضوع مبارزه تیمهای مختلف ماموران مخفی برای انجام ماموریتهای مختلفه، و برای 2 تا 5 بازیکن طراحی شده. در طول بازی بازیکنها کارتهای ماموران مخفی رو به تیم خودشون اضافه میکنن. دو لبه دو طرف کارت علامتهایی داره که برای بدست آوردن امتیاز و قدرت بیشتر باید تلاش کنین کارتها رو طوری کنار هم بذارین که علامت های لبه های کارتها همدیگه رو تکمیل کنن. طراحی کارتها در این بازی خیلی خاص، و به نظر من بسیار زیباست.

فایل راهنمای بازی، فایل ساخت بازی، و سایت بازی.

 

Sushi Go

در بازی sushi go بازیکنها به یک مهمانی به صرف سوشی (غذای سنتی ژاپنی) دعوت هستن و هرکدوم تلاش میکنن بیشتر از همه از دیس های غذا که رد و بدل میشه استفاده ببرن! این بازی خیلی محبوب و ساده، برای 2 تا 5 بازیکن مناسبه. به صورت خلاصه در طول بازی باید هربار از بین تعدادی کارت سوشی یکی رو انتخاب کنید و بقیه رو به بازیکن کناری بدید، همینطور تا آخر (جزئیات بیشتر رو در فایل توضیحات بخونید.)

فایل راهنمای بازی، فایل ساخت بازی، سایت بازی، و ویدئوی راهنمای بازی:

 

 

 

Thunderstone Advance

 

این بازی نسبت به بقیه بازیهایی که تابحال در سایت گذاشتم هم ساختش سخت‌تره، هم قوانینش پیچیده‌تره، و هم احتیاج بیشتری به دانستن زبان انگلیسی داره. برای همین میشه گفت این بازی رو برای حرفه‌ای تر ها گذاشتم :). بازی Thunderstone یکی از بهترین بازیهای با مکانیزم مجموعه‌سازی به شمار میاد. در این بازی بازیکنها باید مجموعه ای از قهرمانها و ابزار و تجهیزات رو جمع کنن و با اونها به دخمه های تاریک برن برای مبارزه با انواع موجودات ترسناک.

فایل راهنمای بازی، فایل توضیح نحوه ساخت بازی، فایلهای ساخت بازی، سایت بازی، ویدئویی برای آشنایی با بازی: