آرشیو ماهیانه: ژانویه 2014

راهنمای برگزاری نشست بازی، قسمت سوم: جلسات بازی با دوستان نزدیک

(قسمتهای قبلی این مجموعه رو میتونید اینجا و اینجا بخونید)

خب این بار می‌خوام راجع به شرایط برگزاری نشستی توضیح بدم که تعدادی از دوستان نزدیک یا نسبتن نزدیک برای بازی دور هم جمع شن. شاید فکر کنید خب چی از این ساده‌تر. راستش من هم همین طور فکر می‌کردم، ولی تجربه عملی نشون داد که گاهی مسائل، تو ایران، پیچیده‌تر از اونیه که فکر می‌کنی. میزبان فکر می‌کنه که باید شام و خوراکی‌های دیگه برای پذیرایی آماده کنه. مهمان در حالت خوبش فکر می‌کنه که اگه به‌ش گفتند ساعت ۴ بیا، مودبانه اینه که دست کم نیم‌ ساعت دیرتر بره. گاهی هم مهمان اصلن جدی نمی‌گیره ساعت شروع رو و دو ساعت دیرتر می‌ره. بعد از همه بدتر وقتیه که یه مهمان بی‌فکری یه ساعت و نیم دیر اومده، بقیه مهمان‌ها که سر وقت اومدند و الان وسط یه بازی‌اند از جاشون پا می‌شند که به‌ش دست بدند؛ صابخونه بازی خودش رو ول می‌کنه که بره براش چای و پذیرایی بیاره؛ بقیه شروع می‌کنند به چاق‌سلامتی و…، و به این ترتیب گند می‌زنند به بازی.

به نظر من کسی که دیر اومده باید بره خجالت زده یه گوشه بشینه تا نوبتش شه D:

البته این مسائلی که راجع به وقت‌شناسی گفتم بیشتر غرغر محسوب می‌شه، من راهکار درست و حسابی برای متعهد کردن آدمیان به وقت‌شناسی ندارم. پس بریم سر کارهایی که میزبان می‌تونه انجام بده که نشست بازی پربارتری داشته باشه.

فرض کنید که شما و تعدادی از دوستانتون که همه‌گی به بازی کردن علاقه‌مندید تصمیم می‌گیرید که گروه بازی تشکیل بدید و به طور منظم بازی کنید. در میان شما مجرد هست، متاهل هست، کسی که خونه‌ی بزرگی داره، کسی که یه اتاق مشترک با شخص دیگه‌ای داره. شرایط زندگی و مالی افراد مختلفه. یکی از روش‌های خوبی که ما پیدا کردیم اینه که کسانی که امکان در اختیار قراردادن فضای بزرگی رو دارند، میزبان می‌شن. کسی که میزبانه، معمولن خوراکی تهیه نمی‌کنه. این شخص لیستی حاضر می‌کنه از مقدار لازم خوراکی و نوشیدنی برای تعداد نفرات حاضر. این لیست رو برای همه می‌فرسته و هر کسی یه بخشی رو به عهده می‌گیره. البته میزبان اگه شخصن  خیلی علاقه داشته باشه که یه بخشی رو خودش به عهده بگیره و فلان کیمیاگری جدیدش رو به خورد ملت بده، مجازه که از مهمان‌ها استفاده کنه. یه روشی که ما استفاده می‌کنیم امکانیه که سایت doodle.com در اختیار می‌ذاره. تو عکس زیر یه برنامه‌ریزی خیالی رو که من انجام دادم می‌بینید.

این کار باعث می‌شه، که کسی احساس نکنه که کمکاری کرده یا مدیونه که دفعه‌ی بعد حتمن اون دعوت کنه، یا چون تهیه فضای مناسب برای گروه براش سخته، احساس ناراحتی کنه. تقسیم وظایف کار خوبیه ولی نباید حتمن به یک شکل باشه. این طوری همه‌ی نشست‌ها برای همه ساده‌تره. تو عکس می‌بینید که مثلن دو نفر برای تهیه شام اعلام آماد‌گی کردند. برنامه‌ریزی اون دیگه با خودشونه. یه تعدادی هم فقط شرکت می‌کنند. چون دو نفر نوشیدنی میارند، حواس‌شون هست که هر کدوم نصف مقدار لازم رو بیارند. می‌شه اصلن قرار بذارید که شام رو از بیرون بگیرید. در اون صورت بهتره به مهمان‌ها خبر بدید و هزینه‌ی حدودی رو هم بگید. خیلی کارها می‌شه کرد که نشست‌های بازی ساده‌تر برگزار بشه و وارد وادی پر پیچ و خم مهمونی‌های دوره‌ای معمولی نشه.

شقایق.

راهنمای بازی: مافیا

یکی از معروف ترین بازیهای گروهی برای مهمانیهای با تعداد بالای 9 نفر، بازی مافیاست، ما این بازی رو با تعداد حدود 20 نفر هم انجام دادیم و همه لذت بردن. این بازی در خیلی کشورها بازی میشه، البته خیلی جاها اونو به اسم werewolf میشناسن. من اینجا میخوام بازی مافیا رو در حالت نرمالش توضیح بدم. بعد که بازی رو بیشتر بازی کردین ممکنه بخواین شخصیت های بیشتری به بازی اضافه کنین، توضیح بعضی از شخصیت های اضافی رو میذارم برای یه نوشته دیگه.

داستان بازی مافیا از این قراره که در بین گروهی از پلیسها، تعدادی هستن که درحقیقت جاسوسهایی از طرف مافیا هستن و این گروه تصمیم دارن که افراد پلیس رو یکی یکی از بین ببرن. از طرفی پلیس ها  باید در طول بازی قبل از اینکه همه شون کشته بشن تشخیص بدن که کدومشون جاسوس مافیاست و جاسوس ها رو یکی یکی حذف کنن. هر گروهی که زودتر از گروه دیگه بتونه همه اعضای گروه مخالفش رو حذف کنه برنده بازیه.  بازی به یک مدیر هم احتیاج داره که خودش بازی نمیکنه و نقش کنترل کننده جریان بازی رو داره (و در ضمن باید مراقب باشه که به هیچ کدوم از دو گروه کمک نکنه!).

در ابتدای بازی، اولین کاری که میکنین اینه که مدیر بازی انتخاب میشه. بعد مدیر به تعداد بازیکن ها برگه های کاغذ کوچک آماده میکنه، و بسته به تعداد بازیکن ها روی تعددی از کاغذها مینویسه مافیا، روی یکی مینویسه کارآگاه، و روی بقیه مینویسه پلیس. تعداد اعضای مافیا باید یک سوم یا یکی کمتر از تعداد بازیکنها باشه.مثلن برای 10 بازیکن (به جز مدیر) سه مافیا مناسبه . بعد مدیر کاغذها رو تا میکنه و اونها رو مخلوط میکنه، هر بازیکن یکی از کاغذها رو برمیداره و بدون اینکه بقیه ببینن، اون رو میخونه و میفهمه شخصیتش تو بازی چیه (مافیا، کارآگاه، یا پلیس). البته شخصیت کارآگاه هم در حقیقت یکی از پلیس هاست، ولی با یه مقدار توانایی خاص. بعد که بازیکن ها شخصیت خودشون رو دیدن، باید مراقب باشن که در طول بازی بازیکن دیگه ای کاغذ اونها رو نخونه . خب از اینجا بازی شروع میشه. در طول بازی همه بازیکن هایی که هنوز حذف نشدن ادعا خواهند کرد که پلیس هستن، ولی در حقیقت بعضی از اونها مافیا هستن. بازی در طول چندین مرحله انجام میشه، مرحله های بازی یک در میون شب و روز نامیده میشن. پس برای اسم گذاری مرحله های بازی، اونها رو اینجوری اسم میبریم:  شب اول، روز اول، شب دوم، روز دوم، و الی آخر. در طول اون مرحله هایی که بهشون میگیم روز، پلیسها تلاش میکنن که یکی از اعضای مافیا رو تشخیص بدن و اون رو از بازی حذف کنن، و در طول مرحله هایی که بهشون میگیم شب، افراد مافیا یکی از پلیسها رو حذف میکنن (به جز شب اول). الان بیشتر توضیح میدم که چطوری:

شب اول:

اولین قسمت بازی شب اول اسم داره. هدف این بخش اینه که اعضای مافیا همدیگه رو بشناسن، بعلاوه کارآگاه در مورد یکی از بازیکن ها اطلاعات بدست بیاره، به این شکل: ابتدا بازیکن ها باید به صورتی بشینن که همه به راحتی بتونن همدیگه رو ببینن. بعد مدیر بازی با صدای بلند دستوراتی میده که همه بازیکن ها باید انجام بدن. دستورات اینجوریه، مدیر با صدای بلند میگه « همه بازیکن ها چشمهاشون رو ببندن»، بعد که مدیر مطمئن شد همه چشمهاشون رو بستن، با صدای بلند میگه «اعضای مافیا چشمهاشون رو باز کنن و همدیگه رو شناسایی کنن»، در این بخش فقط اعضای مافیا، و همه اعضای مافیا باید چشمهاشون رو باز کنن و با پیدا کردن بقیه بازیکن هایی که چشمهاشون بازه، همدیگه رو شناسایی کنن. بعد از این که مدیر مطمئن شد که اعضای مافیا همدیگه رو شناختن دستور میده: «همه چشمهاشون رو ببندن». بعد از اینکه مافیا دوباره چشمهاشون رو بستن، مدیر دستور میده «کارآگاه چشمهاشو باز کنه و در مورد یکی از بازیکن ها اطلاعات بخواد»، در این بخش فقط بازیکنی که کارآگاهه، باید چشمشو باز کنه و با حرکت چشم یا اشاره دست بازیکنی رو به مدیر نشون بده. مدیر که حالا افراد مافیا رو میشناسه با علامتی که از قبل اعلام کرده (مثل نشون دادن یک کارت قرمز یا سبز) به کارآگاه نشون میده که اون فرد مافیاست یا پلیسه. بعد مدیر دوباره از کارآگاه میخواد که «کارآگاه چشمهاشو ببنده»، و بعد از اون مدیر دستور میده که «همه چشمهاشون رو باز کنن». بعد از اینکه همه چشمهاشون رو باز کردن شب اول تموم شده و روز اول شروع میشه.

روز اول و روزهای بعد:

مرحله «روز اول» و بقیه روزها به یک شکل انجام میشه. هر «روز» میتونه بین دو سه دقیقه تا ده دقیقه طول بکشه (بسته به قرارداد بازیکنها یا تشخیص مدیر) و در طول اون بازیکنها با هم بحث میکنن که به نظرشون کدومشون از اعضای مافیاست و باید حذف بشه. البته طبیعتن اعضای مافیا خودشون هم ادعا میکنن پلیس هستن و تلاش میکنن افراد پلیس رو متهم کنن که مافیان تا بتونن اونها رو حذف کنن. وقتی که مدیر تشخیص داد بازیکنها در مورد شخصی به نتیجه رسیدن، یا هر وقت که فکر کرد که این روز دیگه خیلی طول کشیده، در مورد بازیکن های مشکوک رای گیری انجام میشه. هر بازیکن فقط میتونه به یک بازیکن دیگه رای منفی بده (یعنی ادعا کنه که اون مافیاست).  اگر بیشتر از نصف بازیکن ها تشخیص بدن که بازیکنی مافیاست اون بازیکن با دستور مدیر از بازی حذف میشه. اگه هیچ بازیکنی بعد از پایان ده دقیقه بیشتر از نصف آرا رو نیاورد بازیکنی که بیشترین رای منفی رو گرفته حذف میشه. اگه چندتا بازیکن با هم بیشترین رای رو آورده بودن بینشون قرعه کشی میشه تا مشخص بشه کدوم حذف میشه. در هر صورت در پایان هر روز که حداکثر ده دقیقه طول میکشه، یک بازیکن از بازی حذف میشه. بعد از اینکه اون بازیکن حذف شد، مدیر به بازیکن ها اطلاع میده که بازیکنی که حذف شده آیا واقعن از اعضای مافیا بوده، یا اینکه اونها یکی از اعضای پلیس رو به اشتباه حذف کردن. در هر صورت بازیکن حذف شده از اینجای بازی به بعد حق هیچگونه حرف زدن یا دادن اطلاعات به بقیه به هرشکلی در مورد بازی و اتفاقاتش رو نداره، در صورتی که بازیکنی نمیتونه خودش رو کنترل کنه که حرف نزنه باید از اتاق خارج بشه! بعد از اینکه یه بازیکن حذف شد بلافاصله روز تموم میشه و دور شب شروع میشه، و بازیکن ها دیگه تا شروع روز بعدی حق هیچ بحثی رو ندارن.

شب دوم و شبهای بعد:

هر مرحله شب (بعد از شب اول) به این صورت انجام میشه که اول مدیر با صدای بلند میگه « همه بازیکن ها چشمهاشون رو ببندن»، بعد که مدیر مطمئن شد همه چشمهاشون رو بستن، با صدای بلند میگه «اعضای مافیا چشمهاشون رو باز کنن و یک نفر رو برای کشته شدن انتخاب کنن»، در این بخش فقط اعضای مافیا، و همه اعضای مافیا باید چشمهاشون رو باز کنن و با اشاره چشم یک نفر رو انتخاب کنن و اون رو به مدیر بازی نشون بدن. بعد از اینکه مدیر تشخیص داد که انتخاب اعضای مافیا کیه، دستور میده: «همه چشمهاشون رو ببندن». بعد از اینکه مافیا دوباره چشمهاشون رو بستن،  در صورتی که کارآگاه هنوز از بازی حذف نشده باشه مدیر دستور میده «کارآگاه چشمهاشو باز کنه و در مورد یکی از اعضا اطلاعات بخواد»، این قمست مثل شب اول انجام میشه و کارآگاه در مورد یک بازیکن دیگه اطلاعات بدست میاره. بعد از اون دوباره به دستور مدیر کارآگاه چشمهاشو میبنده و بعد همه چشمهاشونو باز میکنن و روز بعدی شروع میشه.

پایان بازی:

بازی وقتی به پایان میرسه که یا همه اعضای مافیا از بازی حذف بشن، که در اون صورت پلیسها برنده بازی هستن، و یا وقتی که همه پلیسها حذف بشن که در اون صورت مافیا برنده هستن. البته احتیاج نیست بازی رو تا حذف شدن همه پلیسها ادامه بدین، اگر بازی به جایی برسه که در پایان یک مرحله روز، تعداد اعضای مافیا برابر اعضای پلیسها باشه (یعنی به اندازه نصف بازیکنهای مونده در بازی اعضای مافیا مونده باشن) مافیا برنده هستن، چون پلیسها در بهترین حالت هم نخواهند تونست قبل از حذف شدنشون همه اعضای مافیا رو حذف کنن.

چند نکته مهم:

در بازی مافیا خیلی مهمه که بازیکن ها تقلب نکنن، چه زمانی که مشغول بازی هستن (اینکه مثلن شب بی موقع چشمشونو باز نکنن) و چه زمانی که حذف شدن و باید بازی رو در سکوت تماشا کنن. یکی از وظایف مدیر بازی گوشزد کردن این مساله به بازیکن هاست، ولی بهتره که همه بازیکن ها قبول کنن که بازی وقتی برای همه لذت بخش تره که بدون تقلب پیش بره. افرادی که از بازی حذف میشن اگر چه دیگه در جریان بازی شرکت نمیکنن، ولی لذت اونها کمتر از لذت بازی کردن نیست، مخصوصن اینکه بعد از اولین شب بعد میفهمن اعضای واقعی مافیا چه کسانی هستن و در طول روز بلوف زدن اونها رو میبینن . ولی باید خیلی دقت کنن که بقیه بازیکن ها (حتی هم تیمی هاشون) از روی رفتارشون چیزهایی که اونها میدونن رو نفهمن. یکی از چیزهایی که مدیر بازی باید دقت کنه اینه که در طول مرحله های شب بازیکن ها از روی جهت صداش تشخیص ندن که چه کسانی مافیا یا کارآگاه هستن.

بازی مافیا یکی از بازیهای ساده ولی خیلی لذت بخشه که هم برای جمع های خانوادگی بزرگ مناسبه و هم برای جمع های دوستانه، و حتی بچه ها از سن حدود 9 سال به بالا میتونن اونو بازی کنن (هرچند ممکنه از حذف شدن دلخورده بشن). امیدوارم فرصتشو پیدا کنین که امتحانش کنین.

راهنمای بازی: گروه مقاومت (Resistance)

درباره بازی «گروه مقاومت» قبلن اینجا نوشتم. این بازی یکی از بهترین بازیهای طراحی شده در سالهای اخیر برای تعداد بازیکن بین پنج و ده نفره. اینجا و اینجا میتونید راهنمای بازی به زبان انگلیسی و تمام اجزایی که برای ساخت بازی لازم دارید رو دانلود کنید (به هردو فایل احتیاج دارید). تو این مطلب من بازی رو تا حد امکان توضیح میدم، ولی توصیه میکنم که حتمن برای توضیحات کاملتر به راهنمای انگلیسی بازی که لینکشو گذاشتم مراجعه کنید.در ادامه اول راهنمای بازی رو میخونید و بعد توصیه هایی در مورد ساخت بازی.

راهنمای بازی

بازیکن ها در بازی گروه مقاومت نقش اعضای یک گروه مقاومت رو بازی میکنن که تعدادی جاسوس بینشون رخنه کردن. در نسخه ای از بازی که من اینجا گذاشتم داستان در حقیقت در دوره پادشاهی شاه آرتور میگذره و داستان مربوط به نبرد بین شاه آرتور و دشمنانش میشه. اول بازی تعدادی کارت بین بازیکن ها تقسیم میشه که بر اساس اون هر بازیکن تشخیص میده عضو گروه مقاومته یا یکی از جاسوسهاست.( تعداد جاسوسها از روی صفحه بازی که بین بازیکن ها قرار میگیره مشخص میشه که پایین بیشتر توضیح میدم). البته در هردو صورت همه بازیکن ها ادعا میکنن که عضو گروه مقاومت هستن و هیچ کس نمیدونه هویت واقعی هرکس چیه. یک نمونه از کارتی که نشون میده شما از افراد وفادار به گروه مقاومت هستین و یک نمونه که نشون میده شما جاسوس دشمن هستین رو تو این عکس میبینید:

(توی کارتهای بازی بعضی از شخصیت ها اسم خاص دارن که در حالت پیشرفته بازی به کار میرن و در حالت نرمال بازی احتیاجی نیست در نظر بگیرینشون)

بازی در طی 5 دور انجام میشه که به هردور یک ماموریت یا Quest گفته میشه. هر کدوم از این پنج ماموریت یا با موفقیت انجام میشه و یا شکست میخوره. اگر سه تا از پنج تا ماموریت با موفقیت انجام بشه افراد وفادار به گروه مقاومت و آرتورشاه برنده بازی هستن، و اگه سه تا از پنج تا ماموریت شکست بخوره جاسوسها برنده بازی هستن. هر کدوم از این پنج تا ماموریت به این شکل انجام میشه: اول باید دید که برای انجام ماموریت به چند نفر احتیاج هست. اینو صفحه بازی که بین بازیکن ها روی میز قرار میگیره نشون میده ( پایین دوباره توضیح میدم). مثلن فرض کنید که از روی صفحه بازی میبینیم که برای این ماموریت به سه نفر احتیاج هست. در طول بازی همیشه یک نفر نقش سرگروه رو داره که البته در طول بازی عوض میشه و آدما به ترتیبی که نشستن یکی یک سرگروه خواهند شد. بعد از اینکه تعداد نفرات لازم برای ماموریت مشخص شد وظیفه سرگروه اینه که انتخاب کنه اون افراد کیا باشن. مثلن اگه برای ماموریت به سه نفر احتیاج هست، سرگروه سه نفر رو ازبین همه بازیکن ها انتخاب میکنه و انتخابشو خیلی واضح به همه میگه (سرگروه میتونه خودش رو هم انتخاب کنه اگر خواست). حالا بازیکن ها بعد از کمی بحث تصمیم میگیرن که آیا با انتخاب سرگروه موافق هستن یا نه، و برای این کار رای گیری میکنن. هر کس  یک کارت کوچیک که روش نوشته موافق یا مخالف برمیداره و اون جلوش به صورت رو به پایین قرار میده.(سرگروه خودش هم یک رای داره).

وقتی همه انتخابشون رو کردن همه کارتها رو برمیگردونن و رای همه دیده میشه. اگر بیشتر از نصف بازیکنها با نظر سرگروه موافق بودن، تصویب میشه که اون افراد ماموریت رو انجام بدن، وگرنه نظر سرگروه رد میشه و اون فرد دیگه سرگروه نیست و نفر بعدی سرگروه میشه و باید دوباره برای همون ماموریت افراد رو انتخاب کنه. توجه کنید که اگه بازیکن ها پنج بار پیاپی نظر سرگروه رو رد کنن و بهش رای منفی بدن، بازی خود به خود به نفع جاسوسها تموم میشه! حالا ببینیم بعد از اینکه افرادی که باید ماموریت رو انجام بدن انتخاب شدن و رای موافق آوردن چی میشه. به هر کدوم از این افراد یک کارت موفقیت و یک کارت شکست داده میشه، مثل این تصویر:

حالا هر کدوم از این افراد به صورت مخفیانه یکی از این دو کارت رو انتخاب میکنن و اونو به صورت رو به پایین در وسط  میز میذارن و کارت دیگه رو بازهم به صورت مخفیانه به جعبه بازی برمیگردونن. اگر فردی عضو وفادار گروه مقاومته باید همیشه کارت موفقیت رو روی میز بذاره، ولی یک جاسوس میتونه انتخاب کنه که کارت موفقیت رو بذاره یا کارت شکست رو. بعد که همه افراد مورد نظر کارتشونو روی میز گذاشتن، این کارتها توسط یکی از بازیکنها برداشته میشه و به همون صورت رو به پایین کاملن مخلوط میشه تا مشخص نشه کدوم کارت رو کی گذاشته.  بعد کارتها یکی یکی رو میشن. اگه همه کارتها کارت موفقیت باشن اون ماموریت با موفقیت انجام شده و اگه یکی از اونها شکست باشه، یعنی اون ماموریت شکست خورده. اگه هنوز هیچ کدوم از دو گروه برنده بازی نشده باشن، نفر بعدی سرگروه میشه و سراغ ماموریت بعدی میریم. بازی به همین شکل ادامه پیدا میکنه تا اینکه یا سه ماموریت با موفقیت تموم بشه که گروه مقاومت برنده میشن، یا اینکه سه ماموریت شکست بخوره که جاسوسها برنده میشن.

ابتدای بازی بسته به تعداد بازیکنها یکی از صفحه های بازی رو بین بازیکن ها روی میز قرار بدید. صفحه بازی مشخصات مراحل بازی رو بهتون نشون میده. مثلن این صفحه رو در نظر بگیرین:

این صفحه برای 8 بازیکن به کار میره. پایین سمت راست نوشته شده که برای این تعداد بازیکن، باید سه کارت جاسوس قرار بدید. یعنی بازی سه جاسوس خواهد داشت. اعداد بزرگ روی دایره های وسط صفحه نشون میده که هر ماموریت به چند نفر احتیاج داره (یعنی رهبرگروه چند نفر رو باید انتخاب کنه). مثلن برای ماموریت اول سه نفر لازمه یا برای ماموریت پنجم، پنج نفر لازمه. (توجه کنید که روی صفحه نوشته شده که برای ماموریت چهارم، دو کارت شکست لازمه که جاسوسها شکست بخورن). دایره های پایین تعداد بارهایی که برای یک ماموریت رای گیری شده رو نشون میده که اگه به 5 برسه جاسوس ها برنده میشن. با قرار دادن یک مهره روی این صفحه میتونید حساب تعداد بارهای رای گیری شده برای این ماموریت رو نگه دارید. بعد از رفتن به هر ماموریت جدید این مهره رو دوباره روی عدد یک برگردونید. بعد از انجام هر ماموریت یک علامت موفقیت یا شکست روی اون ماموریت قرار میگیره. این علامت ها این شکلی هستن:

در راهنمای بازی توضیح نسخه های پیشرفته بازی هم آمده که من شدیدن توصیه میکنم فقط بعد از اینکه چند بار نسخه نرمال بازی رو بازی کردین، حتمن شخصیت مرلین رو به بازی اضافه کنین، لذت بازی رو چند برابر میکنه. (راهنمای اضافه کردن شخصیت مرلین رو میتونید توی راهنمای انگلیسی بخونید). در حالت نرمال بازی از کارتهایی که اسم مرلین یا شخصیت های دیگه رو دارن به عنوان کارتهای معمولی گروه مقاومت یا جاسوس استفاده کنید.

استراتژی بازی

همون طور که توضیح دادم دسته بندی دو گروه مقاومت و جاسوسها همون اول بازی مشخص میشه، یعنی بعد از اینکه هر بازیکن کارتشو گرفت با دیدنش میفهمه که جاسوسه یا مقاومت. ولی جاسوسها باید در جریان بازی وانمود کنن که از افراد گروه مقاومت هستن تا بتونن برای انجام ماموریت ها انتخاب بشن. چون اگر جاسوسها نتونن در ماموریت ها باشن نمیتونن کارت شکست بازی کنن و ماموریتی رو با شکست روبرو کنن. افراد گروه مقاومت بر اساس اطلاعاتی که در جریان بازی به دست میارن باید تشخیص بدن که جاسوسها کدومشون هستن. منبع این اطلاعات در بازی یکی اینه که هر فرد وقتی سرگروه میشه چه کسانی رو انتخاب میکنه، یکی اینه که به انتخاب سرگروه چه کسانی رای مثبت و چه کسانی رای منفی میدن، و در نهایت اینکه هر ماموریت با چه افرادی موفق بوده یا شکست خورده. استراتژی های مختلفی برای گروه مقاومت و جاسوس ها وجود داره، ولی هیچ کدوم استراتژی برنده نیست، و این خودش به حساسیت و بالا بردن هیجان بازی کمک میکنه. چون هیچ وقت نمیدونین که رفتاری که یک بازیکن انجام داده به خاطر اینه که یک عضو مقاومت خیلی خوبه، یا یک جاسوس خیلی خوبه که داره ادای یک عضو مقاومت رو خیلی خوب در میاره.

توصیه های در مورد ساخت بازی

مهمترین مشکل در راه ساخت این بازی، اینه که کارتهای شخصیت ها، کارتهای شکست و موفقیت، و کارتهای رای گیری، باید از پشت قابل تشخیص نباشن. برای اینکار یا باید موقع ساخت کارتها خیلی خیلی دقیق باشید، یا پیشنهاد میکنم کارتهایی با پشت یکسان پیدا کنید (کارت ویزیت، کارتهای عادی بازی، …) و کارتهای گروه مقاومت رو بعد از پرینت گرفتن روی صفحه اونها بچسبونید. من از کارتهای رای گیری و علامت های موفقیت یا شکست ماموریت (دایره های عکس بالا) فقط یک نمونه رو اسکن کردم. برای بازی به تعداد بیشتری احتیاج دارید. (یک جفت از کارتهای رای گیری برای هر بازیکن و سه تا علامت موفقیت و سه تا علامت شکست)

امیدوارم این بازی رو بسازید و ازش لذت ببرید.

راهنمای برگزاری نشست بازی، قسمت دوم: مدل پس از ساعت کاری

(قسمت اول این مجموعه رو اینجا میتونید بخونید)

برای این مدل از یه هفته تا ده روز قبل ما تصمیم می‌گیریم که یه برنامه‌ی بازی با همکارها بذاریم.

بازی‌های مناسب برای این گونه‌ نشست‌ها: بستگی به تعداد شرکت‌کننده‌ها و حس و حال، بازی‌هایی انتخاب می‌شه مثل رزیزتنس (resistance)  یا ساباتور (saboteur)  یا دیکسیت (dixit) یا بنگ (!bang) که همه  بازی کنند و یا دو گروه می‌شن و بازی‌های دیگه با تعداد کمتر انجام می‌شه. به چند نکته‌ی مهم برای انتخاب بازی در این گونه نشست‌ها باید توجه کرد:

۱. چون دعوت عمومی انجام می‌شه، ممکنه کسانی شرکت کنند که برای بار اول بازی می‌کنند؛

۲. زمان بعد از ساعت کاریه و افراد ممکنه خسته باشند.

بنابراین بازی‌های انتخابی نباید سنگین باشند، باید جنبه‌ی سرگرم‌کننده‌گی‌شون به جنبه فکری‌بودن‌شون بچربه و باید تا حد خوبی معاشرتی باشند. یعنی چی؟ یعنی این که من که ۸ ساعت داشتم کار می‌کردم و هنوز هم شام نخوردم، تو این زمان پس از ساعت کاری، دیگه نمی‌تونم مثلن شطرنج بازی کنم یا در سکوت بشینم یه بازی جنگی-استراتژیک پیچیده انجام بدم. ترجیح می‌دم که بشینم با یه عده‌ای معاشرت کنم و در عین حال یه بازی هم کرده باشم. بنابراین بازی‌هایی برای این ساعت خوب اند که این امکان رو به افراد بدند. یه نکته‌ی خیلی مهم دیگه: برگزارکننده باید خودش کاملن برای یاددادن بازی مسلط باشه و قبلن هم تمرین کرده باشه که بتونه یه طور ساده و شیرینی بازی رو توضیح بده. وگرنه تو اون ساعت بخواد بره از رو کتابچه بخونه، حوصله‌ی افراد سر می‌ره.

زمان: مدت زمان این جلسه‌ها معمولن حدود دو ساعته.

مکان: محل بازی معمولن یه جاییه مثل یه کافه نزدیک محل کار، دانشگاه یا هر جایی که ما فعالیت روزانه‌مون رو انجام می‌دیم، یا اتاقی در همون محل کار.

پذیرایی: هیچ‌گونه پذیرایی از طرف برگزار‌کننده انجام نمی‌شه و هر کسی مسئول خوراکی و آشامیدنی خودش خواهد بود.

برای برگزاری این مدل،‌ تعداد زیادی از طریق ای‌میل دعوت می‌شند و البته هر کسی هم آزاده که  مهمان بیاره. متن ای‌میل یه چیزیه شبیه به این:

– برنامه‌ی بازی رزیزتنس،‌ در روز سه شنبه، از ساعت ۵ تا ۷

– سقف تعداد شرکت کننده‌ها: ۱۰ نفر (در صورتی که کمتر از ۶ نفر شرکت کنند، به جای رزیزتنس بازی فلان انجام خواهد شد).

– مکان: کافه‌ فلان یا اتاق فلان در ساختمان محل کار

– لینک ثبت نام

نکته‌ی مهم دیگه تو متن ای‌میل یه لینکه که افراد بتونند مشخص کنند که شرکت می‌کنند و چند نفر دیگه همراهی‌شون خواهند کرد. یه چیزی مثل سرویسی که سایت http://doodle.com ارائه می‌ده برای زمان‌بندی برنامه‌های گروهی.

به این ترتیب همه می‌بینند که تعداد شرکت‌کننده‌ها تا حالا چند نفر شده و دیگه لازم نیست به برگزارکننده ای‌میل بزنند. این لینک خیلی مهمه چون کلی از زحمت دعوت‌کننده و قاطی‌پاطی‌شدن‌های برنامه جلوگیری می‌کنه.

گاهی ما از سایت‌های دیگه‌ای هم استفاده می‌کنیم که به‌مون امکانات بیشتری می‌ده، مثل عکس‌ زیر. برای این برنامه، ما از سایت http://www.evite.com/ استفاده کردیم.

تجربه‌ی ما نشون می‌ده که این نشست‌ها خیلی موفق‌اند برای علاقه‌مند کردن افراد به بازی‌های رومیزی و از بین کسانی که تو این نشست‌ها شرکت کردند، بازی‌کن‌های جدی خوبی کشف شدند 🙂 در ضمن برگزاری خیلی ساده و کم‌هزینه است. خیلی‌ها برای کنجکاوی هم شده، علاقه‌مندند یه بار هم شده شرکت کنند. حتمن امتحان کنید.

پیروز باشید،

شقایق.

راهنمای برگزاری یک نشست بازی، قسمت اول: مقدمه

سلام. من شقایق هستم و چند سالیه که با مسعود جلسات بازی برنامه‌ریزی می‌کنیم. برگزاری نشست‌های بازی برای کسانی که به بازی‌های رومیزی علاقه‌مندند، خیلی مهمه. چون برای انجام این بازی‌ها، شما نیاز به آدم‌های دیگه دارید؛ کسانی که علاقه‌مند باشند و بتونند وقت بذارند. گاهی شما کسی رو پیدا نمی‌کنید. هفت هشت نفر از دوست‌هاتون رو دعوت می‌کنید به شام و گپ و مخلفات و بعد می‌خواهید بازی هم بکنید. یکی حوصله بازی نداره؛ یکی حوصله گوش‌کردن به توضیحات رو نداره؛ دو نفر می‌خوان به گپ‌شون ادامه بدن و شما هی می‌رید رو اعصاب‌شون که بیان بازی کنند؛ گاهی همه حاضرند برای بازی و شما تازه کتابچه‌ی قانون بازی رو می‌ذارید جلوشون که دور هم بخونید و ببینید بازی چیه؛ خلاصه مهمونی تموم می‌شه و دست کم یه عده‌ای ناراضی‌اند و اصلن از بازی‌کردن متنفر می‌شند. خودتون هم حوصله‌تون سر می‌ره که چه دوست‌های بازی‌نکن، خنگ، حال‌گیر و غیره‌ای دارید. اونا هم به هر حال یه صفاتی رو در مورد شما به کار می‌برند و دفعه‌ی بعد که اسم بازی بیارید، اگه انقدر مهربون باشند که یه مشت تو صورت‌تون نکوبند، غریو کشان سر به بیابان خواهند گذاشت!

چون شما نمی‌تونید تنهایی بازی کنید،چاره اینه که درست برنامه‌ریزی کنید. به همین دلیل، تصمیم گرفتم از تجربه‌های برنامه‌ریزی  نشست‌های بازی‌مون بنویسم چون فکر می‌کنم می‌تونه برای دیگران مفید باشه. وقتی خودمون شروع کردیم خیلی کارهایی می‌کردیم که نباید می‌کردیم، یا کارهای خیلی کوچیکی رو بلد نبودیم که در مجموع باعث می‌شد که برگزاری یک جلسه بازی سخت‌تر از الان بشه، همه اون‌قدر لذت نبرند، یا از زمان درست استفاده نشه و غیره.

تو این نوشته‌ها،‌ من مدل‌های مختلفی رو که خودمون برگزار می‌کنیم، معرفی می‌کنم. تو این مدل‌ها نکاتی لحاظ شده‌اند که باعث تفاوت‌شون می‌شه. این نکات رو به طور خلاصه می‌نویسم:

۱. بازی‌هایی که قراره انجام بشه؛

۲. زمان (مدت زمان هر بازی و همین طور وقتی که افراد حاضر می‌تونند بذارند)؛

۳. تعداد بازی‌کن‌ها و سطح بازی‌کن بودن‌شون (سطح بازی‌کن بودن یعنی چقدر یه شخص تجربه‌ی قبلی بازی کردن داره، چقدر علاقه‌منده،‌ چقدر تحمل بازی‌های سخت رو داره، چه مدت می‌تونه بازی کنه)؛

۴. مکان

۵. نیاز‌های انسانی (خوردن، آشامیدن، دست‌شویی رفتن، هواخوری و رفع خستگی).

آشنا شدن با این مدل‌ها این کمک رو می‌کنه که دقت کنیم  چطور این نکات رو برای یه جلسه بازی در نظر بگیریم،  ولی منظور این نیست که دقیقن به همون سبک گفته شده  برنامه‌ریزی کنیم. شما ممکنه بتونید وسط یه مهمونی معمولی، ببینید که شرایط لازم برای یکی از این مدل‌ها آماده است و یه بازی رو شروع کنید.

مدل اولی که معرفی می‌کنم، مدل بعد از ساعت کاریه.

شاد و بازی‌کن باشید،

شقایق.