آرشیو ماهیانه: مارس 2013

بازیهایی برای عید، بازی سوم: «زوم-این»

این بازی، یه بازی فوق العاده ساده است که به طور خاص برای مهمونی ها و جمع های خانوادگی خیلی مناسبه. منتها حواستون باشه که این بازی، یک بار مصرفه! با این حال میتونید در بین جمع های مختلف اونو اجرا کنید و هربار بعد از مثلن یک ربع ساعت که بازی اجرا میشه همه حس خوبی از تجربه جدیدی که داشتن پیدا کرده باشن. ابزار بازی تشکیل شده از یه تعداد عکس که من اینجا براتون قرار دادم و میتونید دانلودشون کنید. عکس ها دوتا دوتا مربوط به یک سوژه هستند که اولی با زوم خیلی بالا (فاصله خیلی نزدیک) از سوژه گرفته شده و دومی عکس معمولیه. ایده اولیه بازی اینه که باید با دیدن عکس اول تشخیص بدید که سوژه چی بوده. عکس دوم در حقیق جواب معماست.

قبل از هر چیز برای اجرای بازی به یک وسیله برای نمایش تصاویر در جمعتون احتیاج دارید. اگه مانتیور بزرگ یا تلویزیونی دارید که عکسها رو از روی فلش دیسک میخونه، این بهترین راهه. اگه نه میتونید از صفحه کامپیوترتون استفاده کنید. (در نهایت میتونید از صفحه موبایل استفاده کنید، ولی توصیه نمیکنم). بازی رو میتونید خیلی ساده به این صورت انجام بدید که یکی یکی اول تصاویر زوم شده رو نشون بدید و بعد از هر کدوم مثلن یک دقیقه بذارید تا افراد نظر خودشون رو بگن و بعد تصویر پاسخ رو نشون بدید. اگه یکی از افراد جواب درست رو داد بلافاصله جواب رو نشون ندید، کمی صبر کنید که بقیه هم عکس العمل نشون بدن و یا نظر رو تایید کنن و یا باهاش مخالفت کنن. راه دیگه برای اجرای بازی اینه افراد رو به دو تیم تقسیم کنید و یک کاغذ پاسخ به هر تیم بدید. بعد یکی یکی اول عکسهای زوم شده رو نشون بدید و یک دقیقه (یا بیشتر اگه دیدید برای جمعتون مناسبتره) وقت بدید که هر گروه بین خودشون مشورت کنه و نظر نهاییش رو روی کاغذ بنویسه. بعد از پایان وقت تیم ها نظرشون رو که روی کاغذ نوشته ان میخونن و شما هم پاسخ رو نشون میدید. هر تیمی که جواب درست داده باشه یک امتیاز میگیره و در پایان تیمی که بیشترین امتیاز رو گرفته باشه برنده است.

«زوم-این پیشرفته»

اگه از حس این بازی خوشتون آمده باشه، میتونید بازی رو به شکل جیدی بازی کنید که خلاقیت گروه رو هم افزایش میده. برای این کار احتیاج دارید که یک دوربین دیجیتال با قابلیت عکسبرداری زوم و صفحه نمایش داشته باشید. افراد رو به دو گروه تقسیم کنید. هر بار یکی از افراد یک گروه انتخاب میشه و از اتاق خارج میشه و بقیه افراد گروه سوژه ای رو که در اتاق وجود داره انتخاب میکنن و یک عکس با زوم بالا از اون میگیرن. حالا فردی که خارج شده برمیگرده و عکس رو میبینه (اگه بتونید اونو روی صفحه نمایش بزرگ یا تلویزیون نشون بدید خیلی بهتره) و مثلن سه دقیقه وقت داره که بدون کمک افراد تیمش سوژه رو پیدا کنه. در صورت پیدا کردن سوژه یک امتیاز به تیم این بازیکن داده میشه و در صورت اینکه پیدا نکنه یک امتیاز به تیمی که سوژه رو انتخاب کرده داده میشه. بعد جای تیمی که عکس میگیره و تیمی که عضوش از اتاق خارج میشه عوض میشه. این مراحل رو انقدر تکرار کنید که تمام افراد هر دو گروه یک بار برای حدس زدن انتخاب بشن.

 

بازیهایی برای عید، بازی دوم: «این کیه؟» (به همراه خبر مهم!)

قبل از اینکه بازی دوم رو معرفی کنم، یک فراخوان!: اگه تو این روزهای عید بازی قبلی رو (چجوری این اون شد) بازی کردین، میتونین یکی از برگه ها رو که به نظرتون از همه جالب تر، یا خنده دارتر، یا هنرمندانه تر! بود رو اسکن کنید و اسکنش رو بفرستین برای من. من مجموعه ای که دریافت کردم رو بعد از سیزده فروردین تو یه پست میذارم (نمایشگاه نقاشی اشتراکی میشه!). علاوه بر اون اگه بیشتر از 10 اثر از 10 نفر مختلف دریافت کردم، به صورت قرعه کشی یک نفرشون رو انتخاب میکنم که به عنوان عیدی یک بردگیم خوب از من میگیره. خب میریم سراغ بازی بعدی:

«این کیه؟»

این بازی ازترکیب یک بازی که از قبل میشناختم و بازی Dixit (که نمیدونم تا حالا معرفیش کردم یا نه) به وجود آمده و برای 5 نفر به بالا مناسبه (تعداد بیشتر مثلن 8 نفر و بیشتر مناسبتره). به هر بازیکن یک ورق کاغذ سفید و یک مداد یا خودکار بدید. به این کاغذ میگیم «کاغذ حدس».  به علاوه به تعداد دو برابر بازیکن ها قطعات کاغذ کوچیک حاضر کنید. به این کاغذها میگیم «کاغذ توصیف». هر بازیکن دوتا از این کاغذهای کوچیک میگیره. بعد هربازیکن روی هر قطعه کاغذ توصیف یک خصوصیت خودش رو مینویسه. چیزی که نوشته میشه باید خصوصیتی باشه که احتمالن کسی تابحال نمیدونسته، یا اینکه بعضیها نمیدونن. پیشنهادهای من ایناست: یکی از چیزهایی که ازش میترسین، یکی از آرزوهاتون، کاری که خیلی دوست دارید همین الان بکنید، یه اتفاق خیلی جالب یا عجیب که درگذشته براتون افتاده، یکی از خصوصیتهای اخلاقیتون که فکر میکنید دارید و شبیه اینا. مثلن میتونید روی یک کاغذ بنویسید:«من از پروانه به شدت میترسم»، یا «در ده سالگی گوش همکلاسیمو گاز گرفتم». دقت کنید باید چیزی که مینویسید واقعیت داشته باشه. به علاوه سعی کنید خطتون رو کمی عوض کنید که اگه کسی با خطتون آشنایی داره راحت تشخیصش نده. بعد که همه کاغذهاشون رو پرکردن، باید همه کاغذها به صورت مشابه تا بشن و بعد همه رو توی یه کلاه یا کاسه بریزید و خوب مخلوط کنید. حالا یک نفر داوطلب میشه و یک کاغد توصیف رو به صورت تصادفی انتخاب میکنه و نوشته روشو با صدای بلند برای همه میخونه. بعد از شنیدن نوشته هر بازیکن باید روی کاغذ حدس خودش اسم شخصی رو که به نظرش این توصیف رو نوشته بنویسه. حتی خود شخصی که اون توصیف رو نوشته هم باید اسم خودش رو بنویسه و نشون نده که نوشته مال اونه. بعد که همه حدسشون رو نوشتن کاغذهای حدس رو وسط قرار بدید. حالا صاحب اصلی نوشته خودش رو معرفی میکنه. هربازیکنی که حدسش درست بوده باشه یک امتیاز میگیره. خود شخصی که توصیف رو نوشته بود دو امتیاز میگیره، مگه اینکه یا هیچکس درست حدس نزده باشه، ویا همه درست حدس زده باشن، که در این حالت ها صاحب اصلی توصیف هیچ امتیازی نمیگیره. بعد از اینکه امتیازها ثبت شد، کاغذهای حدسها رو به بازیکن ها برگردونید و یک قطع کاغذ توصیف دیگه دربیارید. این کار رو به اندازه تعداد بازیکن ها به اضافه دو تکرار کنید، و در پایان امتیازها رو جمع بزنید. مثلن اگه 7 بازیکن باشین، در مجموع 14 کاغذ توصیف تو کاسه میریزین که 9 تاش رو خارج میکنید. بعد از هر بار که صاحب اصلی توصیف مشخص میشه معمولن بازیکنها علاقه دارن درمورد اون نوشته صحبت کنن، پیشنهاد میکنم اجازه بدید مدتی به صحبت و بگوبخند بگذره و بعد کاغذ توصیف بعدی رو بازکنید. اگه خواستید بیشتر بازی کنید، بعد از اینکه این تعداد از توصیف ها رو باز کردید، همون بازیکن هایی که نوشته شون باز شده و خونده شده، دوباره نوشته جدید مینویسن و به کاسه اضافه میکنن و بعد از دوباره مخلوط کردن یک دور جدید بازی رو شروع کنید. میتونید امتیازها رو به امتیازهای دور قبل اضافه کنید یا اینکه از صفر شروع کنید.

بازیهایی برای عید، بازی اول: «چجوری این اون شد؟»

بعد از یه تاخیر طولانی، تصمیم گرفتم حالا که عید شده، چندتا بازی “عیدانه” معرفی کنم. این بازیها مخصوصن برای بازی تو مهمونی های خانوادگی مناسب هستن. میتونین اونها رو به همه اعضای خانواده که دور هم جمع هستن معرفی کنین و بازی کنین، یا اینکه وقتی بزرگترها دارن بحثهای مثلن جدی میکنن و یه عده مثل شما که حوصله این بحث ها رو ندارین و تو اتاق کناری یا آشپزخونه جمع شدین، به جای مشاجره درباره برنده مسابقه آکادمی یکی از این بازیها رو بازی کنین. (البته من فرض میکنم شما علارغم اینکه بین 15 تا 65 سال سن دارین، هنوز جزو بزرگترها به حساب نمیاین، وگرنه که الان مشغول خوندن این نوشته نبودین)

بازی اول: “چجوری این اون شد؟”

این بازی برای 5 نفر تا 9 نفر مناسبه. اگه بیشتر هم بودین میتونین بعضیها به صورت دونفری یه تیم بشن. این بازی آخرش برنده ای نداره، برای همین هیچکس دچار ناراحتی از باختن نمیشه. برای بازی به تعداد نفرات (یا تیمها) به کاغذ سفید بزرگ (کلاسوری یا آ-چهار) احتیاج دارین، و همچینی یک خودکار یا مداد برای هر تیم. بعد از اینکه هر بازیکن کاغذ و مدادش رو گرفت باید انتهای کاغذ رو به اندازه حدود 1.5 سانتی متر تا بزنه. تمام مراحل این بازی رو تو عکس ها نشون دادم که بهتر متوجه بشین. بعد همه بازیکنها به صورت همزمان روی قسمت تا شده یه عبارتی مینویسن. این چیز میتونه یه شیئ، یه ضرب المثل، یه اسم یا هرچیز دیگه ای باشه. وقتی همه چیزی که میخواستن رو نوشتن، همه با هم کاغذ رو به بازیکن سمت چپ خودشون میدن. بازیکنی که کاغذ رو میگیره نوشته رو میخونه بعد انتهای کاغذ رو یه بار دیگه طوری تا میزنه که نوشته دیده نشه و بعد روی قسمت جدید تا خورده تلاش میکنه که نوشته ای که دیده رو به بهترین شکلی که میتونه نقاشی کنه. بازیکن ها رو تشویق کنین که لزومی نداره نقاشیشون خوب باشه تا این بازی رو بکنن، کافیه هربازیکن همون قدر که بلد هست تلاش کنه و اون نوشته رو به صورت نقاشی دربیاره. بعد که همه نقاشی رو کشیدن دوباره همه همزمان کاغذ رو به سمت چپ خودشون میدن. حالا هر بازیکن نقاشی روی کاغذی رو که گرفته نگاه میکنه و تلاش میکنه حدس بزنه چه نوشته ای باعث شده ای نقاشی کشیده بشه، و باید بعد از حدس زدن دوباره کاغذ رو یه تای دیگه بزنه طوری که نقاشی دیده نشه و بعد حدسش رو بنویسه. این مراحل اینقدر تکرار میشه تا هربازیکن کاغذی که خودش اولین بار روش نوشته دوباره به دستش برسه (حساب تعداد دفعاتی که کاغذ رو رد کردید نگه دارید، وگرنه ممکنه خودتون هم تشخیص ندید که این کاغذ خودتونه که به دستتون رسیده!). در این زمان آخرین چیزی که روی هر کاغذ هست یا یک نوشته هست و یا یک نقاشی. حالا همه جمع بشید و یکی یکی کاغذها رو باز کنید و ببینید چی به چی تبدیل شده. من تضمین میکنم که به دلیل خنده زیاد حداقل 50 گرم از چربیهای شکمتون رو بتونید آب کنید. بعد که همه کاغذها رو بررسی کردین، اگه نخواستین همه اش رو برای خودتون نگه دارین، میتونید کاغذها رو به عنوان یادگاری به بازیکنها بدید. هر کدوم از این کاغذها در حقیقت یک اثر هنری خواهد بود که همه با هم در تولیدش سهیم بودید.