خب حتمن متوجه هستین که شوخی کردم و یه موضوع که چند دهه است دارن باهاش ور میرن رو نمیشه  تو نصف صفحه توضیح داد. ولی خوب، اینقدری که من میدونم چی به چیه رو میشه تو نصف صفحه نوشت: یه وضعیتی رو در نظر بگیرین (مثلن به یه بازی شطرنج فکر کنین) که دو نفر یا بیشتر- یعنی بازیکنها- هرکدوم میخوان درمورد یه چیزی تصمیم گیری کنن و اینکه نتیجه تصمیمشون چی میشه براشون مهمه. ولی این نتیجه فقط به تصمیم خودشون بستگی نداره، بلکه به تصمیم بقیه هم بستگی داره. نظریه بازیها یه سری روشهایی بهمون میده که به درد بررسی همچین شرایطی میخورن. صبر کنین مثال بزنم:

مثال اول شرایط بازی سنگ کاغذ قیچی: شما و دوستتون که دارید این بازی رو میکنید باید هرکدوم انتخاب کنید که سنگ، کاغذ یا قیچی بیارید. هرکدوم هم دوست دارید که برنده بشید، ولی برد یا باختتون به تصمیم حریفتون هم بستگی داره. مثال دوم شرایط انتخاب تاکسی یا اتوبوس برای رفتن به سرکار: شما و بقیه مردم شهر هرکدوم جداگانه باید وسیله نقلیه تون رو انتخاب کنید. هرکدوم ترجیح میدید وسیله ای رو انتخاب کنید که راحت تر و سریع تر باشه. اما این که انتخابتون خوبه یا نیست به این هم بستگی داره که بقیه چی رو انتخاب کردن. اگه همه با ماشین برن ترافیک سنگین میشه و بهتره شما با اتوبوس از خط ویژه برید. اگه همه با اتوبوس برن شاید ماشین راحت تر و سریعتر باشه.

نظریه بازیها کمک میکنه  بفهمیم که اگه همه این افراد تلاش کنن به اهدافشون برسن چه نتایجی پیش میاد. چیزهای زیادی هست که میشه با نظریه بازیها بررسیشون کرد . مثلن یه بازاراقتصادی (بازیکن ها کسانی هستن که میخرن یا میفروشن)، چونه زدن در مغازه (بازیکن ها شما و فروشنده هستین)، یا رای گیری (بازیکن ها افرادی هستن که باید به یکی از کاندیداها رای بدن). خوب که نگاه کنیم بیشتر اوقات نتایج تصمیماتی که ما میگیریم به تصمیم بقیه افراد هم بستگی داره، درسته؟ به همین دلیل هم میشه خیلی از اتفاقاتی که دوروبرمون میفته رو از طریق نظریه بازیها بررسی کرد.

حالا این وسط چرا اسم این روشها رو گذاشتن نظریه بازیها؟ چون در بیشتر بازیها هم چند نفر هستن که برای بردن تلاش میکنن، و بردن یا باختنشون به بازی حریف هم علاوه بر بازی خودشون مربوطه. از همین جا کلن هروقت همچین شرایطی پیش میاد اسمشو “بازی” میذارن. مثلن “بازی” بازار اقتصادی رو بررسی میکنن ببینن اگه تو شرایط فعلی همه برن دنبال فایده شخصیشون، قیمت ها بالا میره یا پایین میاد.

خب پس هر وقت که داشتین حساب کتاب میکردین که چی کار کنم که فلانی ناراحت نشه و کار ناجوری نکنه، یا نگران بودین که اگه فلانی این کارو کرد من چیکار کنم، درحقیقت داشتین یه مساله نظریه بازیها رو حل میکردین. اگه از بررسی این جور شرایط خوشتون میاد، نظریه بازیها چیزیه که باید برین دنبالش.

8 دیدگاه برای “نظریه بازیها در نصف صفحه”

  1. avatar

    kheili jaleb bud
    bein ghazie tahala bishtar tu hamin bazihaye guruhi deghat karde budam,ama engar kole zengegie maham az hamin lemha tashkil mishe
    veblagetuno taze yad gereftam
    vali az hamin aval ke jalbe bud

    1. avatar

      ممنونم، امیدوارم از بقیه مطالبشم خوشت بیاد.

      1. avatar

        rasti emruz bazie Scotland yardo kharidam,chon dasht ba gheimate kheili kheili khub midad,beharhal shanse man bud 🙂 ama zabunesh faransavie engar !age jai hast ke azash tozih dadid ya mishe beram bekhunam,lotfan behem khabar bedid,mamnun

        1. avatar

          سلام
          اینها لینک راهنمای بازیه. حدس میزنم لینک اول مال بازی شما باشه. ولی قانونش کلن یکیه برای همین میتونی از بقیه هم استفاده کنی. اگه بعد از خوندن سوالی داشتین یا جایی نامفهوم بود بپرسین.
          http://www.ravensburger.de/spielanleitungen/ecm/Spielanleitungen/Scotland_Yard_W_And_B_GB.pdf
          http://globetrotter-games.com/index.htm?E&game/rules/eScotYd1.htm
          http://en.wikipedia.org/wiki/Scotland_Yard_%28board_game%29
          http://www.hasbro.com/common/instruct/ScotlandYard.PDF

  2. avatar

    سلام،
    لابد خودت ایران اومدی تا ببینی سایتت از پشت فیلترینگ چه شکلی در میاد و چقدر طول میکشه تا بالا بیاد.
    این چیزیه که من دریافت می کنم (بعد از کلی معطلی):
    http://axgig.com/images/68932377394180270550.jpg

    راستی یه وبلاگ جدید راه انداختم. پیشنهاد فیلمهایی برای تماشا. MyRls.blogfa.com
    من بازی ها رو به سه دسته تقسیم می کنم. بازی های علمی، فکری و عقلی. اما به نظر میرسه شما فقط به بازی های فکری اشاره میکنی. منظورم اینه که در تمام بازی ها این سه وجود دارند اما شما فقط به جنبه ی فکری بازی توجه دارید در حالی که بعضی بازیها جنبه ی علمیشون اصلیتره و بعضی جنبه ی عقلیشون. مثال زدنی نیست. برای درک این موضوع تا بحال بهترین راهی که پیدا کردم اینه که نشون بدم نوجوانهای انگلیسی هم بازی بلد هستند (بازی هایی که قدرت علمی همدیگر رو به چالش میکشند) اما بازیشون با بازی های جوونهای فرانسوی ها فرق می کنه. شاید بتونم همون بازی توپ بازی رو مثال بزنم که هیچ ربطی به تفکر نداره و هیچ راه عقلی هم برای بردن وجود نداره. فقط روحیه ی علمی افراد میتونه اونا رو از باختن نجات بده.

    بزرگساله های آلمانی هم بازی بلدند (بازی هایی که قدرت تعقل همدیگر رو به چالش میکشند) اما بازی هاشون با بازی های فرانسوی ها فرق می کنه. حالا چون فرانسوی ها جوونهاشون دنبال اینچیزها هستند و پرحرفی می کنند دلیل نمیشه راست میگن یا تمام حرف رو زدند. شاید از بازی های عقلی بتونم تاب تاب خمیر … رو مثال بزنم که شما باید حدس بزنید که دست کی بالاست. بچه ها در این بازی تفکر رو یاد نمی گیرند. یاد می گیرند که تعقل در زندگی مثل همین حدس زدنها میتونه خیلی نا دقیق باشه. و اون استفاده ی همیشگی از عقل هست که انسان رو به دقت میرسونه. (فرق عقل و فکر در اینه که فکر مجموعه ای از احتمالات هست که باید سلسله وار در نظر گرفت تا به جواب رسید. اما این سلسله گونگی در عقل وجود نداره)

    به هر حال من اصرار دارم که بگم اینها هم بازی هستند اما شما بهشون اشاره ای نداشتید. شاید گفته بشه نظریه ی بازی ها فقط به اونطور بازی ها اشاره داره، که فکر نکنم.

    1. avatar

      سلام. آره اخیرن ایران بودم و دیدم تصاویر پس زمینه و بالای صفحه دیده نمیشن. باید یه جای دیگه آپلودشون کنم که هنوز انجام ندادم. (البته لینکی که تو گذاشته بودی باز نمیشد که ببینم.)
      امیدوارم در وبلاگ جدیدت هم موفق باشی. ایده خوبیه معرفی فیلمهای خوب.
      نظریه بازیها تلاشی نداره که چیزهایی که ما به اسم بازی میشناسیم رو توضیح بده. ممکنه ما به فعالیتی بازی بگیم در حالیکه تو نظریه بازیها اصلن بازی نباشه. این نظریه یه تعریف جدید از بازی ارائه میده و هر فعالیتی که تو این تعریف قرار بگیره، اسمش بازی میشه. خصوصیت یک فعالیت برای اینکه در نظریه بازیها به عنوان یک بازی شناخته بشه چند چیزه: اول اینکه بیشتر از یک نفر شرکت کننده داشته باشه. دو اینکه شرکت کننده ها در جاهایی از این فعالیت انتخاب هایی داشته باشن. سه اینکه این انتخاب ها نتایجی داشته باشه که شرکت کننده بعضی از نتایج رو به بعضی دیگه ترجیح بدن. و آخر اینکه نتیجه هر انتخاب، به انتخاب بقیه افراد هم بستگی داشته باشه (یعنی اینکه اینجور نباشه که من هر انتخابی کنم نتیجه اش رو فارغ از اینکه بقیه چیکار میکنن بدونم). هر فعالیتی که اینجوری باشه بازی حساب میشه و هر فعالیتی که نباشه بازی نیست (تو نظریه بازیها). مثلن تاپ تاپ خمیر در نظریه بازیها بازیه. چون حداقل سه بازیکن داره. هر بازیکن انتخاب داره (برای دو نفر بالا یا پایین بودن دست و برای یک نفر انتخاب اینکه چه کسی دستش بالاست، نتیجه این انتخابها نتیجه بازی رو مشخص میکنه که نتیجه های مختلف برای افراد فرق میکنه (بعضی میبرن و بعضی میبازن) و نتیجه فقط به انتخاب یک فرد بستگی نداره، بلکه به اینکه افراد همه باهم چی انتخاب کردن بستگی داره. (مثلن اگه من یک نفر رو انتخاب کنم، بسته به اینکه اون انتخاب کرده که دستش بالا یا پایین باشه برنده یا بازنده میشم.)

  3. avatar

    نكته خيلى خيلى جالبى رو گفتى. و جالبش اين بود كه كاملا ميشد به زندگى تعميمش داد. در واقع انگار ما هميشه مشغول بازى هستيم. گاهى حواسمون هست و قوانين رو ميبينيم گاهى هم نه.