بایگانی ماهانه: ژانویه 2013

انواع بازیهای رومیزی، قسمت پنجم: زبردستی در بازیها

استاندارد

تابحال «بیخ دیواری» بازی کردین؟ پرتاب حلقه چی؟ اون بازی که تو مسابقات تلویزیونی بود که باید حلقه رو بدون اینکه به سیم برخورد کنه از یه مسیر رد میکردن رو یادتون میاد؟ اینها همه تو گروهی از بازیها قرار میگیرن که به اونها Dexterity games میگن که من ترجمه شون میکنم بازیهای زبردستی (اگه ترجمه بهتری به نظرتون میرسه تو کامنت ها بهم بگین). بازیهای زبردستی بازیهایی هستن که تو اونها حواس پنجگانه و هماهنگی فکر و بدن نقش مهمی ایفا میکنه. هرچند بازیهای زبردستی گاهی از دید  بازیکن های خیلی جدی اصلن بازی رومیزی به حساب نمیان، ولی ویژگیهای خیلی منحصر به فرد و خوبی هم دارن که باعث میشه گاهی بهترین گزینه برای پیشنهاد بازی باشن. اول اینکه معمولن قانون بازی رو میشه به سرعت و در چند جمله گفت به طوری که از بچه پنج ساله به بالا، و بالاتر، همه کاملن و بدون هیچ مشکلی قانون رو فهمیده باشن.  دوم اینکه معمولن در این بازیها برخلاف خیلی از بازیهای رومیزی که بعضیها از ورود و امتحان کردنش وحشت دارن، هیچکی بدش نمیاد که وارد بازی بشه. ممکنه پدر جدی ای داشته باشین که وقتی میبینه بازی کارتی بازی میکنین چپ چپ نگاهتون کنه، چه برسه به اینکه بیاد باهاتون بازی کنه. ولی همین پدر بدش نمیاد بیاد و تو بازی «جِنگا» که همین پایین معرفیش کردم باهاتون بازی کنه. دیگه اینکه معمولن بازیهای زبردستی با اینکه ممکنه خیلی رقابتی هم باشن ولی بازیهای شادی هستن. معمولن بعد از این بازی ها بیشتر از برنده و بازنده، خنده و شیطنت بازیکنها و کری هایی که در جریان بازی گفته شده است که به یاد میمونه. خب، بریم سراغ معرفی چند تا نمونه از بازیهای زبردستی:

Jenga

جنگا

اجزای بازی جِنگا تعداد زیادی قطعه چوب های معکب مستطیل هستن که اول بازی به صورت یک برج روی هم چیده میشن. از اینجای بازی به بعد هر بازیکن در نوبتش باید بدون اینکه باعث ریختن برج بشه یکی از قطعات رو از داخل برج خارج کنه و اونو بالای برج قرار بده. هر بازیکنی که نتونه این کار رو بکنه و باعث ریختن برج بشه بازنده  است. جابجا کردن قطعات اوایل ساده است ولی کم کم پیدا کردن قطعه ای که با برداشتنش برج نریزه سخت تر و سخت تر میشه. بازی جِنگا از بازی خیلی محبوب گروه بازیهای زبردستی به شمار میاد. تا جایی که یادمه این بازی رو در ایران هم میشه با کمی جست و جو خرید (مثلن فروشگاه گلدونه تو بلوار دریا در تهران اونو داشت). ولی حواستون باشه که کیفیت ساخت قطعات چوبی تو کیفیت بازی خیلی تاثیر داره. من خودم تجربه خوبی از معرفی جنگا تو هر جمعی داشتم و تونستم با اون پدر و مادرها و پدربزرگ و مادربزرگ ها رو هم وارد جمع بازی کنم.

PitchCar

بریم سراغ یه مسابقه ماشین سواری واقعی، با یه پیست مسابقه هیجان انگیز و بزرگ که حتی یک سکوی پرش هم اون وسطش داره. در بازی pitchcar  بازیکن ها هرکدوم یک دیسک رو کنترل میکنن که نقش ماشین مسابقه شون رو داره. هر بازیکن در نوبتش ماشینش رو با یک ضربه به جلو میفرسته. قانون بازی پیچیدگی زیادی نداره. میتونی با ماشینت به ماشین بازیکن دیگه ای ضربه بزنی، میتونی کاری کنی که ماشینت چند بار به دیواره ها بخوره و مسیر طولانی و پیچیده ای رو بره، یا اینکه حتی از روی قسمتی بپره و تو ادامه جاده فرود بیاد. ولی اگه ماشین از پیست خارج بشه باید سر جای اولش بذاریش و نوبت نفر بعده.   pitchCar از اون بازیهاییه که میتونین چند ساعت بدون خستگی بازی کنین و از شدن کری خوندن سر همدیگه رو درد بیارین.

Jungle Speed

بازی jungle speed  یک بازی شاد و پرهیجانه که میزان سرعت عمل شما رو میسنجه. بازیکن ها تعدادی کارت دارن که روی هرکدوم اشکالی هست با رنگهای مختلف و باید در بخش های مختلف بازی این کارتها رو رو کنن. در لحظه ای که یک کارت رو میشه بازیکن ها باید ببینن که آیا این کارت شباهتی (رنگ یا طرح) با کارت دیگه ای که قبلن رو شده داره یا نه. در صورت شباهت دو بازیکنی که صاحب کارتهای مشابه هستن باید تلاش کنن که اولین نفری باشن که قطعه چوبی که وسط بازیکن ها قرار داره  رو به سرعت برای خودشون بردارن. قانون بازی در مورد زمان قاپیدن چوب گاهی در وسط بازی عوض میشه و همین باعث میشه تصمیم گیری در مورد این که باید چوب رو قاپید یا نه سخت بشه. اگه بازیکنی که باید چوب رو بقاپه نتونه این کارو بکنه، یا اینکه بازیکنی چوب رو بقاپه که نباید این کار رو میکرده باید تعداد از کارتهای حریفش رو به دستش اضافه کنه. اولین بازیکنی که بتونه تمام کارتهاشو از دستش خارج کنه برنده بازیه. بعد از مدتی بعد از ورود به یک مهمونی حتی بدون دیدن میتونین از شدت جیغ و داد بازیکن ها به سرعت تشخیص بدین که الان دوستانتون مشغول انجام این بازی هستن.

Polarity

بازی پولاریتی عجیب ترین ترکیب ممکن رو در بین بازیهای زبردستی داره. این بازی یک بازی استراتژی محض زبردستیه. اگه توی تصویر به نظرتون میرسه که بعضی از دیسک ها نیمه معلق هستن، به خاطر اینه که واقعن اینطورن! باز پولاریتی یک بازی دونفره استراتژی محضه که با دیسک های آهنربایی انجام میشه. دو سمت دیسک ها رنگ سیاه و سفید دارن و بعلاوه قطب های مخالف آهنربا هستن. هر بازیکن با تعدادی دیسک بازی رو شروع میکنه و باید در نوبتش دیسک رو به صورتی در صفحه قرار بده که دیسک  به صورت نیمه معلق قرار بگیره. یعنی فقط با یک لبه اش با صفحه بازی در تماس باشه و به خاطر نیروهای جاذبه و دافعه اش با بقیه اجزای موجود در صفحه روی زمین نیفته. در بازی پولاریتی استراتژی چیدن قطعاتتون در صفحه همون قدر در بردتون نقش داره که قدرتتون در قرار دادن ظریف یک دیسک در وضعیت تعادل ناپایدار. در زمان بازی پولاریتی وقتی دیسک رو به طرف صفحه میبرید به خوبی حس میکنید که دارید دیسک رو وارد ساختار پیچیده ای از میدان های مغناطیسی میکنید و هر حرکت اشتباه  دستتون موقع حرکت، میتونه تعادل این میدان رو به هم بزنه و باعث به هم چسبیدن کلی دیسک دیگه بشه که کلی امتیاز منفی براتون میاره. برخلاف بازی jungle speed،  بازی پولاریتی معمولن در سکوت محض و در وضعیت تمرکز فوق العاده انجام میشه.

نظریه بازیها: معمای دزدان دریایی

استاندارد

یه قانونی بین دزدان دریایی هست که اگه تعدادی از اونها بخوان مقداری طلا یا پول رو تقسیم کنن، اول قویترینشون (از نظر درجه بندی قدرت رهبری) پیشنهاد خودشو برای تقسیم میده. مثلن میگه به من اینقدر میرسه، به فلانی اینقدر و تا آخر. بعد همه در مورد این پیشنهاد رای گیری میکنن که موافقن یا نه (پیشنهاد دهنده هم تو رای گیری شرکت میکنه). اگه تعداد رای های موافق بیشتر بود یا اینکه تعداد رای های موافق و مخالف مساوی بود پیشنهاد قبول میشه. اگه اکثریت مخالف بودن، پیشنهاد دهنده به دریا انداخته میشه (!) و بعد قویترین نفر بعدی پیشنهاد خودشو میده. اینطوری پیش میره تا اینکه بالاخره پولها تقسیم بشه. حالا ما سه تا دزد دریایی داریم: آدام، باب، و چارلی. آدام درجه رهبریش از همه بالاتره، بعد باب و از همه پایین تر چارلیه. این سه تا دزد دریایی صد تا سکه طلا پیدا میکنن و به کشتی میارن و حالا میخوان طبق قانونشون تقسیمش کنن. به نظر شما بازی چطور پیش میره و نتیجه تقسیم چی میشه؟ کیا میمیرن و کیا زنده میمونن؟ (برای دزدای دریایی اولویت اول زنده موندنه، بعد به دست آوردن پول، و البته حتی بدست آوردن یه سکه بیشتر رو هم به جون رفقاشون ترجیح میدن!)

میتونید نظرتون یا پاسختون رو توی کامنتها بذارید.  پاسخی که توی منبع من آمده در زیر نوشته شده، فونت رو سفید انتخاب کردم که اگه نخواستین ببینینش مشکلی نباشه. برای دیدن پاسخ کافیه که با موس ادامه متن رو انتخاب کنید تا نوشته ها دیده بشن:

پاسخ: درنگاه اول به نظر میرسه که آدام باید بیخیال سکه ها بشه و بیشتر پولها رو از دسته میده. ولی اگه دقیق تر نگاه کنیم اینطور نیست. بیاین فرض کنیم اگه آدام به دریا انداخته بشه بعدش چه اتفاقی میفته. درحالتی که فقط باب و چارلی تو کشتی بمونن، باب هر پیشنهادی بده، حتی اگه چارلی مخالفت کنه، چون رای ها مساویه نظر باب انجام میشه. پس در اون صورت باب میتونه پیشنهاد بده که خودش همه سکه ها رو برداره و هیچی به چارلی نرسه. پس میبینیم که چارلی هیچ علاقه ای به اینکه خودش و باب تنها بمونن نباید داشته باشه. آدام هم از همین مساله میتونه استفاده کنه. چون با این توضیحات چارلی حتی با گرفتن چند سکه راضی میشه که با نظر آدام موافقت کنه. پس نتیجه اینجوری میشه: آدام پیشنهاد میکنه که خودش 99 سکه برداره و چارلی یک سکه و هیچی هم به باب نرسه. و چارلی هم با این نظر موافقت میکنه. ( نکته جالب این مساله اینه که اینجا کسی که قدرت متوسطی داره در نهایت منفعت کمتری میبره از کسی که کمترین قدرت رو داره، چون پرقدرت ترین فرد نفعش رو در این میبینه که یه حال کوچیکی به ضعیف ترین فرد بده تا پشتیبانیش رو داشته باشه.)

منبع: کتاب  Math puzzles: classic riddles in counting, geometry, probability, and game theory  نوشته Presh Talwalker